Skip to main content
فهرست مقالات

هدیه ممنوع

نویسنده:

(1 صفحه - از 77 تا 77)

خلاصه ماشینی:

"جواد هادیپور (به تصویرصفحه مراجعه شود) هنگامی‌که‌ داشت النگویش‌ را به‌سختی از دستش خارج‌ می‌کرد فراموش‌ کردم که به او تذکر دهم که از خرید طلای فاقد برگهء فروش معذوریم. النگوی قمر شده را روی شیشهء ویترین گذاشت با آن صدای‌ همچو پوست شادابش گفت:«می‌فروشمش» کمی گیج به قد بلند و کشیده و چشمان‌ درخشان دختر نگاه کردم. النگوی کج و معوج را مچاله‌ کردم و به درون کشوی قفل‌دار ویترینم اندختم و بدون پی‌گیری‌ راجع به مبحث شماره تلفن که خودم‌ راه انداخته بودم به سر گاو صندوق کوچک‌ مغازه رفتم و یک بسته اسکناس 200 تومانی‌ را با منت برداشتم و مقابل دختر،روی شیشه‌ ویترین گذاشتم. دختر همانند مردی که‌ حقوق می‌گیرد،بستهء اسکناس دویست‌ تومانی را برداشت و در حالیکه‌ ناشیانه می‌شمرد و به سمت‌ درب مغازه می‌رفت آهسته و با حیای کامل گفت:این نسخه‌اش‌ رو که بگیرم خیالم راحت می‌شه."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.