Skip to main content
فهرست مقالات

گفتگو با لیلا میرهادی: یک مادر، یک معلم، بک سرباز

مصاحبه کننده:

مصاحبه شونده:

(4 صفحه - از 47 تا 50)

کلید واژه های ماشینی : فیلم، مادر، معلم، کودک، زن، حس، فیلم مادر، عشق، اجتماع، گفتگو با لیلا میرهادی

خلاصه ماشینی:

"لیلای آموزگار بعد از 5 یا 6 سال دوران‌ دانشجویی خود را در رشته سینما پشت سر می‌گذارد و وقتی از مدرسه خارج می‌شود (به تصویرصفحه مراجعه شود) وقتی که پدر،لیلای کوچک خود را برای یک‌ پادگان بزرگ مثل یک سرباز پرورش می‌داد،لیلا فکر کرد حتما یک روز به سربازی می‌رود و این را باور داشت. و با امیر هم،دوره یکی دو ماهه‌ای زندگی و بازی کردیم تا اینکه به‌هم اعتماد پیدا کردیم و او مرا به عنوان یک‌ دوست پذیرفت و من هم مثل یک دوست شرایط و تقاضای او را بدون قید و شرط انجام می‌دادم و وقتی‌ کار فیلم‌برداری را با او شروع کردم او هم سعی در عرصه عملی بچه‌ها از بزرگترها جدا نیستند و نگاه کودکانه‌ به مسائل مهم است. -در قسمتی از فیلم پدر فیلمی را به امیر نشان می‌دهد که به او می‌فهماند به خاطر وجود اوست که مارد دیگر نمی‌بیند در حالیکه این‌ تصمیم وقتی گرفته شده که اصلا معلوم نبود امیری به دنیا بیاید،آیا امیر باید احساس‌ تقصیر کند؟یا خود را مدیون مادر بداند؟ سیمین به عنوان یک معلم فیلم را نشان می‌دهد او به فرزندش انتخاب را می‌آموزد. -آیا تا حالا به خاطر زن بودن به کار خود با مانعی برخورد کرده‌اید که قادر به کنار گذاشتن آن نباشید؟ در ظاهر قضیه در آغاز کار ممکن است این حس‌ به هرکسی دست دهد اما مشکلات هم برای آقایان‌ وجود دارد هم خانمها،اما گاهی فکر می‌کنیم چون‌ زن هستیم دوربین فیلمبرداری ما خراب می‌شود و یک سری مسائل تلقینی."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.