Skip to main content
فهرست مقالات

همراه: شاید این بار قراره من امتحان بشم

نویسنده:

(2 صفحه - از 46 تا 47)

کلید واژه های ماشینی : عباس آقا، امتحان، کانتینر، کانتینر بزرگ عباس آقا، روز اشک عباس آقا، غزاله، صدای زنگ تلفن، صبح، چشمان اشک‌آلود عباس آقا، زن عباس آقا

خلاصه ماشینی:

"عباس آقا داده یک عکس از غزاله را بزرگ کرده‌اند و در اتاقک کانتینر به آینه وصل کرده است. و حتی خیلی وقت‌ها فکر می‌کنم که عباس آقا مرا بزرگ کرده است. گفتم:«حتما عباس آقا امشب با دست پر می‌یاد!» در همین حال یک نفر از شرکت که خود را همکار عباس آقا معرفی کرد،به من گفت که عباس آقا به خاطر یکی از همکارانش که تصادف کرده به بیمارستان رفته است و از من‌ خواسته که برای مریض کمپوت ببرم و سری به بیمارستان‌ بزنم. یکی از همکاران عباس آقا که بعدا فهمیدم همان کسی بود که‌ به خانه زنگ زده است،گفت:«ببخشین خانوم،من گفتم‌ بچه‌ها نترسن و خودتون تا اینجا به سلامت برسین. یاد آن نه سالی افتادم که عباس آقا هروقت کسی به من‌ چیزی می‌گفت و یا حتی به خودش حرفی می‌زدند،ورد کلامش این بود:«شاید این‌بار قراره من امتحان بشم!»بلند شدم و دوباره رفتم توی اتاق."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.