Skip to main content
فهرست مقالات

بگذار تا از شادمانی ستاره مهربانی بنوشم: برای مادر کامران گنجی

(1 صفحه - از 244 تا 244)

خلاصه ماشینی:

"مهربانی بنوشم برای مادر کامران گنجی چنینت نبینم مادر! چلچه‌ها می‌آیند و یکسره از جان پریشان تو مهربانی می‌نوشند، و آفتاب هم اینرا می‌داند، که شیوع شب از شروع مشکوکش شکستنی‌ست. و از این رنج نامهیا هم هراست نیست. چنینت نبینم مادر! بی‌وحشت از اندوه این جهان بمان و شب را به تمامی... پس چنینم مبین که خسبان این خاک خسته‌ام من از پس مرگی ظهور کرده‌ام که نیستی را دیگر معنایی نخواهند یافت."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.