Skip to main content
فهرست مقالات

لطیفه بخوانید، لطیفه بگویید

(3 صفحه - از 104 تا 106)

کلید واژه های ماشینی : لطیفه، بهلول، پیامبر، امام، مناظره‌ای، عمر عدوی از بهلول، سید مرتضی، اسطبل دار، دار و آشپز سید مرتضی، زن، اسطبل دار و آشپز، علی علیه‌السلام و حوضش، شیعه، عثمان، پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله و خلفا، مجلس، بهلول و عمر بن عطاء، مردی ادعای پیامبری، هارون‌الرشید، آشپز، سید جواب مسئله، ادعای نبوت، مرد مسلمان، شهر، پله پایین‌تر از جایگاه پیامبر، مخالفان، قبول، جواب مسئله، پیامبر زن، پیامبر خوش‌ذوق

خلاصه ماشینی: "(1) خطبه در چاه روزی، متوکل به همنشینان خود گفت: «از مطاعنی که به عثمان، نسبت داده می‌شود این است که وقتی ابوبکر خلیفه شد و از منبر بالا رفت، یک پله پایین‌تر از جایگاه پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله نشست؛ و وقتی عمر خلیفه شد، یک پله پایین‌تر از جایگاه ابوبکر نشست. خلیفه پرسید: «آیا تو قبول داری که محمد بن عبدالله صلی‌الله‌علیه‌و‌آله پیامبر و فرستاده خداست؟» گفت: «بله». سید نیز به این شرط همراهی آنها را پذیرفت که همه آنها لباس روحانیت را کنار بگذارند و در این سفر، با لباس عادی و به عنوان خدمه، آشپز، اسطبل دار و... سید پوزخندی زد و گفت: «جواب این سؤال، بسیار واضح و روشن است؛ به طوری که اسطبل دار من هم می‌تواند به آن جواب دهد». این بار، سید جواب مسئله را به آشپز ارجاع داد و او نیز، به طور کافی و وافی، سؤال مطرح شده را پاسخ گفت."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.