Skip to main content
فهرست مقالات

یاداشتی بر کتاب «سرزمین شاه زده»

نویسنده:

(2 صفحه - از 32 تا 33)

خلاصه ماشینی:

"در این تذکره می‌بینیم کشوری که به همت شاه اسماعیل اول، بنیان‌گذار سلسله صفویه، بعد از قرنها آشفتگی و ملوک الطوائفی به صورت متحد و یکپارچه درآمده است، چگونه ملعبه بی‌لیاقتی‌ها و جبونی‌های دولتمردان عصر شاه طهماسب اول می‌شود؟شاه طهماسب اول برعکس پدرش که در همه جنگها شخصا حضور داشته و روبرو و مردانه با دشمنان دست و پنجه نرم می‌کرد، جرأت چنین کاری را به خود نمی‌داده و دائما از مسیر سلطان سلیمان قانونی، خوندگار عثمانی-که وی همه جا از او با عنوان حضرت خواندگار یاد می‌کند-دور می‌شد و هرچه او پیش می‌آمد این پس می‌نشست جاسوسانی موسوم به «منهی»به کار گمارده بود که مرتبا اخبار سلطان سلیمان و محل اقامت و مسیر و جهت حرکت اردوی او را به شاه طهماسب اطلاع دهند تا ندانسته در روبروی او قرار نگیرد. تا خواندگار در ارضروم باشد ما نیز آنجا باشیم اگر خواندگار بر سر ما آید از آنجا به جانب بغداد رویم و اگر در عقب ما روانه بغداد شوند باز گشته به دیار بکر برویم احیانا به دیار بکر آیند ما آذربایجان برویم و بالتمام آن ولایت را سوخته و غارت کرده و خراب کنیم!» در اینجا نیز قسمت اول پیشنهاد که مربوط به خاک عثمانی است مورد قبول شاه طهماسب قرار نمی‌گیرد زیرا از غضب خواندگار می‌ترسد و تنها راه چاره را در دوری از دسترس او می‌یابد و علت انتقال پایتخت از تبریز به قزوین نیز همین مسئله است."

صفحه:
از 32 تا 33