Skip to main content
فهرست مقالات

ماده تاریخ تخت مرمر (شعر)

شاعر:

(1 صفحه - از 680 تا 680)

خلاصه ماشینی:

"ماده تاریخ تخت مرمر بیرون تخت: کشید سر بفلک تخت شاه عرش اورنگ‌ و یا سپهر برین است بر زمین از سنگ‌ سریر سنگ نه آئینه‌ای که از رشگش‌ گرفته چهرهء آئینهء سکندر زنگ‌ سریر فتحعلی شه که با محیط کفش‌ دل محیط چو چشم بخیل باشد تنگ‌ ز طبع اوست که فواره‌اش درافشان است‌ بلی ز تربیت مهر گوهر آرد سنگ‌ ز سنگ کعبه دیگر بنا نگر که بروست‌ رکوع قیصر روم و سجود خسرو زنگ‌ سریر شاه جهان است یا سپهر برین‌ که مهر اوست رخ شهریار با فرهنگ‌ ستوده فتحعلی شاه آنکه رخشش را زانجم آمد بر گستوان ز منطقه تنگ‌ همیشه تا تن شاهان بتخت جوید فخر مدام تا سر مردان ز دار دارد ننگ‌ قد موافق او بر نشیب تختش راست‌ سر مخالف او برفرازد ار آونگ‌ بیرون تخت: تختی از سنگ برآراست شه عرش اورنگ‌ که ز غیرت زده بر شیشه نه گردون سنگ‌ چون نهد پای بر آن خسرو جمشید آئین‌ چون کند جای در آن شاه فریدون فرهنگ‌ آسمانی است که او را بود از خور دیهیم‌ آفتابی است که او را بود از چرخ اورنگ‌ تخت دارای جهان فتحعلی شاه است این‌ یا که عرش است و بر آن از ملک العرش آهنگ‌ آسمانا بر این گاه سجود آر سجود زین خرامیدن بیهوده درنگ آر درنگ‌ گرچه با عرش سخن را نبود روی ولی‌ چه توان ار نبود بارگی واهمه لنگ‌ الغرض یافت چو این تخت سلیمانی فر به شهنشاه فلک گاه سلیمان فرهنگ‌ منشی طبع ضیاء از پی تاریخش گفت‌ که سلیمان زمان داده شرف این اورنگ‌ (1246) بقیه از صفحهء پیش سنگ(یا خاکی که به سنگ شباهت پیدا کرده بود) باقی‌مانده بود."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.