Skip to main content
فهرست مقالات

خانه دوست

نویسنده:

(2 صفحه - از 40 تا 41)

کلید واژه های ماشینی : عطر گل سرخ، زمین، اسماعیل، خانه دوست، نرم، سرخ، آب، نسیمی، نگاه پر غرور پدر، سر سفرهء سور، سور مکه رفتن، چشم در چشم بی‌ترحم، صورتش، شکل، صدای ساز و دهل دلش، سیبی سرخ در دست، استخوانی سبک، پاهای ظریف پنج‌سالگی، پدر تریدی، چشم بی‌ترحم آفتاب نزدیک کویر، پیشانی پدر، سر اشقیا نگاهم، شاء الله، تبسمی بر لبان پدر، بی‌قوتی زمین، نرم نرم، سر بر شانه‌های مهربان، حصه‌ای از زمین، سایهء دست، چشمهایش به سرخی

خلاصه ماشینی: "سر هر سفرهء سوری-ولیمهء زایمان،یا پدر که رفت- وقتی می‌گفتند: سور مکه رفتن ان شاء الله، من و او به هم لبخند می‌زدیم به هم می‌گفتیم: «با شمای دوست ان شاء الله» بچه‌ها مثل نهالی،در پیش چشم ما،قد می‌کشیدند و سرفرازتر از همه«اسماعیل»-درخت سایه گستر خانهء من-که خانواده در زیر سایهء مهربانش آرام می‌گرفت، و من که خسته از صحرا می‌آمدم،در پناهش تکیه‌گاهی‌ می‌جستم. دیگر طاقت نیاوردم،سر (به تصویر صفحه مراجعه شود)بر شانهء دوست گذاشتم و گریه کردم،چه شانه‌های‌ مهربانی!«او»اما می‌خندید!کیست این همیشه با من،که‌ «من»می‌گریم و«او»می‌خندد؟ عطر گل سرخ بیداد می‌کرد،مرثیه خوان وقتی‌ روضهء«اکبر»می‌خواند. کوچه دادند خیل سوگواران؟یا چون نسیمی خود از آنان گذشت؟ یکسر به سوی من آمد،جا باز کردم پیش خودم و نشست،وه چه تسکینی!خواستم گله کنم که کجا رفته‌ بود در این غوغای تلاوت،که دیدم چشمهایش به‌ سرخی می‌زند از گریه،فکر می‌کنم-سر خاک رفته‌ حتما-یادم می‌افتد که«او»به«اسماعیل»مهربانتر بود از من،نزدیکتر بود از من."

صفحه:
از 40 تا 41