Skip to main content
فهرست مقالات

خاطرات شوم بین راه بغداد به حلب - ماجرای ناجوانمردی

نویسنده:

(6 صفحه - از 831 تا 836)

کلید واژه های ماشینی : عربی، رفقا، خدا، دختر، بغداد به حلب، هامبرگ، دختر عرب باب دندان حجاج، شب حاجی محمد، حاجی محمد باقر، محمد علی جمال‌زاده، سید محمد، معلوم، ایرانی، روزی سروکلهء حاجی‌آقا در برلن، راه حلب، شهر حلب، علم، پزشک سویسی، آقایان تقی‌زاده و میرزا محمد، سر بریده، عربی حرف، مکافات خدائی، داشت پیاده، مشغول، به هوگی، گفتند خدا، به برلن، طول راه، افتاد باز، به یاران

خلاصه ماشینی: "*** بمنظور تفریح خاطر خوانندگان‌"وحید": چون باحتمال بسیار خاطر بسیاری از خوانندگان‌"وحید"از مقالهء فوق دچار تأثر گردیده‌ است شاید بی‌مناسبت نباشد دو مطلب دیگر را هم که ارتباط با همان مسافرت از بغداد به حلب دارد اینجا حکایت نمایم: اولا آن پزشک سویسی که شرح مختصری از آن در مقاله آمده است رفته‌رفته در طول‌ راه دورودراز با من قدری رایگان شد و از صحبتهایش دستگیرم گردید که تحصیلات حسابی‌ در علم طبابت نکرده است و در امتحان نهائی در سویس مردود بوده است و با وجود این نمیدانم بچه مناسبت(گویا در دانشکده طب در سویس با دانشجویان ایرانی رفاقت‌ پیدا کرده بوده است)به ایران میرود و در سلطان‌آباد عراق اقامت می‌گزیند میگفت دادم‌ لوحهء بزرگی که از علم و تجربه و تخصص و مقامم حکایت میکرد بالای در خانه‌ام نصب کردند و اسباب و آلات طبابت را فراهم ساختم و مشغول کار شدم و حتی رفیقه سویسی خودم را هم‌ که در سویس پرستار بود دعوت کردم که بایران بیاید و آمد و برای او هم منزل و تابلوی‌ قابله‌گی فراهم آورد و او هم به کار خود مشغول گردید و ضمنا در پهلوی مطبم دواخانه‌ای‌ هم علم کردم و در آنجا خودم کونیاک می‌ساختم و در بطریهائی که با چوب‌پنبه مخصوص‌ از فرنگستان وارد کرده بودم بطری کونیاک حاضر میساختم و باغلب مریضهای خود کویناک‌ تجویز میکردم و چون کس دیگری در شهر کونیاک‌فروش نبود اجبارا از خودم می‌خریدند و منبع عایدات خوبی شده بود."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.