Skip to main content
فهرست مقالات

نقش افعال در زبان فارسی

نویسنده:

(6 صفحه - از 841 تا 846)

کلید واژه های ماشینی : نقش افعال در زبان فارسی، معنی، افعال مرکب، مفعول، فردوسی، افعال مرکب افعالیکه جزء، متعدی، فاعل، دست شستن، فعل ریشه مضارعشان

خلاصه ماشینی:

"یکی پهن دشتی بسان عروس‌ بیاراسته همچو چشم خروس حالا در ترکیب این فعل بمعانی زیر نیز آمده: 1-آهنگ کردن: چو سوگند خورده برخاستند سوی خوابگه رفتن آراستند (فردوسی) 2-نظم و ترتیب دادن: شاه دیگر روز باغ آراست خوب‌ تختها بنهاد و برگسترد بوب (رودکی) 3-هم آهنگ کردن: برامشگری گفت امروز رود بیارای با پهلوانی سرود (فردوسی) 4-کردن و بجا آوردن: چو با رستم آبم بکین خواستن‌ بیاید ترا نوحه آراستن (فردوسی) 5-نقش کردن: بدادندشان کوس و طبل و درفش‌ بیاراسته سرخ و زرد بنفش (فردوسی) 6-شاد کردن: بخوان بر یکی جام می‌خواستند دل شاه گیتی بیاراستند (فردوسی) 7-مسلح شدن: ز پیش پدر چون بیاراستی‌ ز لشکر نبرد مرا خواستی (فردوسی) 8-نوازش کردن: برو پیش او نیز و بنمای چهر بیارای و بپسای رویش به مهر (فردوسی) 9-گفتن: یا سخن آرای چو مردم بهوش‌ یا بنشین چون حیوانات خموش (سعدی) 10-با پیشوند"بر"بدو معنی مصور کردن جوانان برآراست از خویشتن‌ سخنگوی و بینادل و پاکتن (فردوسی) و آماده کردن: همی خورد یک هفته بر سوک درد پس آنگه برآراست کار نبرد (فردوسی) همچنین است حال اغلب افعال مخصوصا افعال آوردن،بردن،پیوستن،دادن، رفتن،گذشتن،گردیدن،نمودن،کردن و امثال اینها که اکنون از توضیح بیشتر خودداری میکنم و با مراجعه بفرهنگهای بزرگ میتوان این قبیل معانی را بدست آورد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.