Skip to main content
فهرست مقالات

خاطرات سردار ظفر

نویسنده:

کلید واژه های ماشینی : رامهرمز، بهبهان، اردو، بختیاری، سردار ظفر، خبر رئیس‌الوزرا شدن صمصام السلطنه، خان پسر مرحوم اسفندیار خان، حاج‌آقا عبد الکریم، صمصام السلطنه، وبا

خلاصه ماشینی: "ده قدم بیش با منش‌ فاصله نبود مبتلای وبا شد بیشتر اهل اردو وحشت کردند فردای آن روز عزیز در همان‌ جایزان وفات یافت دو نفر دیگر هم در جایزان بناخوشی وبا درگذشتند از پسرهای من‌ تنها علی محمد خان سالار ظفر در اردو بود نوشتم صارم الملک هم آمد از جایزان حرکت‌ کردیم برای بهبهان وبا تمام شد و گرما دامن‌گیر ما گردید نزدیک بهبهان لب رودخانه‌ کردستان اردو زدیم سردار فاتح،و صارم الملک و کاپیتان بیل و صاحبمنصبان انگلیسی با توپخانه و هرچه سوار و پیاده از بختیاری آورده بودیم با شکر الله خان بویر احمدی و حسین‌ خان بهمهء محمد حسین خان خلیفه بهمهء با علی محمد خان پسرم و حبیب اله خان‌ پسر برادرم در نزدیکی قلعه لنده بودند از لب گدار کردستان دو فرسنگی بهبهان برای‌ تنگ تکاب حرکت کردند من و سردار اشجع با معدودی آمدیم برای بهبهان حبیب الله خان‌ با جمعی نزدیک برج رمضان طیبی بود کار باو سخت شده بود سالار ظفر را بکمک او فرستادم‌ اردوی بزرگ هم با توپ‌ها رسیدند طیبی‌ها بگمان اینکه امسال هم مانند سال گذشته است‌ سخت پایداری کردند دو نفر از بختیاری‌ها را هم کشتندبناگاه توپ‌ها را به برج‌های آنها بسته برج‌ها را ویران کردند و چند تن از آنها کشته و زخمدار شدند بقیه برج‌ها را رها کرده‌ رفتند و قلعه لنده که قلعه محکمی بود بختیاری‌ها رسیدند نزدیک قلع لنده توپ‌ها را بستند بقلعه لنده شلیک کردند افسوس تیر توپ که همراه آورده بودند اگرچه توپ قلع لنده را خراب نکرد ولی رعبی در دا طیبی‌ها و بهبهانی‌ها انداخت زن و بچه خوانین طیبی از قلعه بیرون آمده پناه باردوی بختیاری آوردند رؤسای اردو چادری جداگانه برای زنان‌ آنها زدند توپخانه هم شلیک را بس کردند کار قلعه لنده تمام‌شده مالیات از آنها با گروی‌ گرفته رفتند برای قلعهء رئیسی که چندسال قبل صمصام السلطنه و سردار جنگ رفته بودند و کاری از پیش نبرده بودند اردو حمله به قلعه رئیسی آورد علی مراد خان کور بزودی قلعه را تسلیم کرد و قلعه را نگذاشتند خراب کنند قلعه را بدست محمود خان چهار لنگ کینورسی‌ طرفدار علی مراد خان کور که بستگی باولاد مرحوم حاج ایلخانی داشت سپردند همین علی‌ مرادخان کور سال‌ها مشغول دزدی و آدم‌کشی بود و شرارت را بمنتهی درجه رسانیده بود او را بایستی بکشند و شرش را از سر مردم رفع کنند و در همین خیال هم بودیم ولی سردار اشجع از او حمایت می‌کرد و راضی نمیشد که این خار را از سر راه مردم برداشته شود بهر حال‌ کار آنجا هم خاتمه پیدا کرد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.