Skip to main content
فهرست مقالات

خانه عروسکی

نویسنده:

مترجم:

کلید واژه های ماشینی : خانه عروسکی، دختر، کزیا، بارنل، کلوی، لیلی، رنگ، مادر، خواهران کلوی، مدرسه

خلاصه ماشینی:

"بچه‌های کلوی‌ از آنجمله بودند که سارین با آنها حرف نمی‌زدند و هنگام برخورد سر خود را برمی‌گرداندند از همه بدتر معلمین نیز با اینگونه دانش‌آموزان رفتار متفاوت و زننده‌ای داشتند یکروز که‌ لیلی کلوی با شاخه گل زیبائی بکنار میز معلم آمد رفتار آموزگار آنچنان تؤام با بی‌اعتنائی‌ و توهین‌آمیز بود که بچه‌های دیگر نیز طفلک را بباد ناسزا گرفتند. بنابراین دو طفل فرزند بیگناه مادری رختشوی و پدری فراری یا زندانی بودند و بدینوسیله این دو کودک سوژه خوبی برای ولنگاری هرکس و ناکس بود کودکان دیگر نیز با دیدهء تحقیر به آنان می‌نگریستند از همه بدتر ما در بسبب فقر و تنگدستی لباسهای‌ عجیب و غریب به آنها می‌پوشاند که هر بیننده را غرق در حیرت می‌نمود. دیری نپائید تمام بچه‌های مدرسه گروه‌گروه آمدند و خانه عروسکی را تماشا کردند و رفتند دیگر از بچه‌ها کسی نمانده بود که آنرا ندیده باشد جز خواهران کلوی. بیدرنگ بدور خود چرخی زد و رقص‌کنان بوسط بچه‌ها رفت و مثل یک هنرپیشه که در سن تآتر نمایش میدهد یک پایش را بزمین می‌کشید و دست چپش را جلوی صورتش نگهداشته‌ بود و بلندبلند می‌خندید با این اطوار بطرف کلوی‌ها رفت و در حالیکه قیافه خود را کج‌وکوله‌ می‌کرد و برای آنها شکلک می‌ساخت گفت: -لیلی کلوی شنیده وقتی بزرگ شدی میخواهی کلفت بشی!اینطور نیست؟ سکوت مرگباری بین کودکان حکمفرما شد همه چشمها متوجه کلوی‌ها بود که به بینند چه‌ عکس العملی نشان میدهند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.