Skip to main content
فهرست مقالات

خاطرات سفر

نویسنده:

(6 صفحه - از 49 تا 54)

کلید واژه های ماشینی : اتومبیل، پلیس، ترن، دانشجویان، زنان، اردک، لندن، شکار، زمین، وطن

خلاصه ماشینی: "علاوه بر تعداد کثیری دانشجوی ایرانی که در خارج کشور بسر میبرند در این اواخر عده‌ای کسبه و بازرگانان و کسانیکه منافع بیشماری در کسب و غیره برده‌اند رهسپار خارج‌ شده و بقصد زیستن در خارج کشور را ترک گفته‌اند ماست فروش محله ما هم در آمریکا خانه‌ خریده و زن و بچه خود را بآنجا فرستاده تصور فرمائید قهوه مخلوط با نخودچی را با هزاران ناز و کرشمه کیلوئی نود تومان یعنی تنی 90 هزار تومان میفروشد جلوی دکانش هم‌ مردم وصف کشیده‌اند این آقا با این کاسبی پر رونق در ظرف یکسال میلیونر میشود کسیکه‌ دو هزار متر زمین و لنجک که سابق ده هزار تومان خریده و امروز شش میلیون تومان عایدش‌ میشود اولین چیزیکه در مخیله چنین آدمی که پول مفت و بی‌رنج گیرش آمده خطور میکند رفتن اروپا و آمریکا و خرید خانه در آنجاست من از این قبیل اشخاص زیاد دیده‌ام که‌ دستی دستی اقدام به تبعید خود نموده و بدیار دیگر شتافته‌اند این عده خصوصا باید آنهائیکه زبان نمیدانند و از آداب و رسو خارجیها اطلاعاتی ندارند و به تمدن آنها انس‌ ندارند دچار زحمت میشوند شاید در چند ماه اول خیلی بد نباشد ولی رفته رفته دوری‌ از وطن مألوف برای آنها سخت و ناگوار میشود و از زندگی یکنواخت بدون فعالیت و محروم‌ از دیدار دوستان و اقوام بستوه میآیند و از خوردن ساندویچ و همبرگر سیر میشوند برای‌ یک چلوکباب یا آش رشته و آبگوشت حسرت میکشند روزهای اول قدری خرید میکنند چند کاپاره میروند و چند خیابان را بالا و پائین طی میکنند بدون آشنا و کس و کار سرانجام‌ خسته و مانده و اندوهناک و یاد وطن و خوبیهای وطن و دوستان و اقوام مهربان میافتند ولی چه کنند خود کرده را تدبیر نیست کاری کرده و خبطی انجام شده روزیکه میرفتند میگفتند: سعدیا حب وطن گرچه حدیثی است صحیح‌ نتوان مرد بسختی که من اینجا زادم (حالا میگویند نه در غربت دلم شاد و نه روئی در وطن دارم)این اشخاص تا ساعت‌ 10 میخوابند سپس بلند میشوند تلویزیون و رادیو گوش میکنند و تماشا مینمایند ظهر در صدد تهیه ناهار،بعد از ظهر تا غروب میخوابند سپس گشتی در یک خیابان و یا پارک میزنند و شام میخورند و میخوابند گاهی هم در خیابان مثلا شانزه‌لیزه پاریس بالا و پائین میروند شاید یک ایرانی پیدا کنند و قدری صحبت کنند البته این زندگی خسته‌کننده و یکنواخت‌ است من فکر میکنم ما در هیچ جای دنیا آسایش وطن خود را نیابیم اینطور بخارچ رفتن‌ و خود را تبعید کردن و این نوع زندگی زنده زنده بگور رفتن است عده این تبعیدیها خود بخودی در خارج زیادند که باطنا همه از کرده خود پشیمانند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.