Skip to main content
فهرست مقالات

سوزنبان

مترجم:

نویسنده:

(10 صفحه - از 79 تا 88)

کلید واژه های ماشینی : تونل، دهانه تونل، ترن، کوه، نزدیکی دهانه تونل، فریاد، هستی، فاصله، لحظه چراغ‌خطر دهانه تونل، نگاه

خلاصه ماشینی:

"اگرچه در این فاصله زیاد بین من و او ممکن‌ بود صدایم بگوشش نرسد ولی با اولین برخورد پی‌بردم آنچه در نظر او قابل توجه است‌ کارش می‌باشد و بس با توجه باین نکته و بامید اینکه شاید بتوانم با فریادم نظر او را جلب‌ نمایم جرأتی بخود دادم و از بالای بلندی نعره کشیدم: -آهای در آن پائین کی هست؟ همزمان با فریاد من او باطراف خود نگاه کرد و شاید مرا باای سر خود در قلهء کوه دید من با این خیال خوشحال شدم و درصدد بودم جمله دیگری بر زبان آورم و بگویم. ولی برخلاف انتظارم او نگاهی باطرافش کرد و بدون اینکه عکس العملی درمورد صدای‌ من انجام دهد یا پاسخی بشنوم و مرا که کاملا بطرف پائین خیره شده بودم راهنمائی کند، در همین لحظه گوئی صدای ارتعاش ضعیفی بگوشش رسید و بیکباره این صدا شدیدتر و شدیدتر بیک ضربهء"سختی مبدل شد که تمام کوه بلرزه درآورد و من آنچنان تکانی درخود احساس کردم که بی‌اختیار از ترس و وحشت خود را عقب کشیدم و سر جایم نشستم گوئی‌ نیروی عظیمی مرا ناگهانی بسوئی کشید و در همین لحظه دودی غلیظ چون اندام وحشتناک‌ مار سیاهی از بالای سر من گذشت و بلافاصله ترن سریع السیر با سرعتی شگرف از جلوی چشمانم،دور شد و همزمان با حرکت این غول بادپای وقتی دوباره بسوی پائین خیره شدم دیدم که او هنوز پرچم را در دستش گرفته و به آرامی تکان میدها. موجودی هیولا با سیمائی هراسناک کنار چراغ قرمز دهانه تونل ایستاده بود و با صدائی ناهنجار مرا بسوی خود فرامیخواند بمحض‌ دیدن من دوباره با فریاد نتراشیده و نخراشیده‌ای ادامه داد"آهای کسی که آن پائین‌ هستی!بیرون بیا!اینجا را نگاه کن!"من چراغ فانوس را برداشتم و با شتاب بسویش‌ دویدمو در حالیکه مثل بید از ترس میلرزیدم شجاعتی بخود دادم و پرسیدم."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.