Skip to main content
فهرست مقالات

خاطرات زندگی سیاسی من

نویسنده:

(3 صفحه - از 11 تا 13)

کلید واژه های ماشینی : دارائی اعلیحضرت رو بآقای صالح، معاون، بودجه، معاون مالی وزارت دارائی، وزارت دارائی، خسروی رئیس بانک ملی بوزارت، وزیر، رئیس بانک ملی بوزارت دارائی، اقتصادی، بوزارت

خلاصه ماشینی:

"باری صبح بمنزل آمده و خود را برای شرفیابی ساعت 10 حاضر کردیم‌ ساعت 9 مرحوم شکوه الملک رئیس دفتر مخصوص تلفن کرد که چون ساعت‌ 10 قرار است سفیر جدید آلمان برای تقدیم‌ استوارنامه خود شرفیاب شود امر فرمودند ساعت پنج عصر وزیر دارائی و معاون مالی‌ شرفیاب شوند و احتیاجی بآمدن معاون اقتصادی‌ نیست-من عصر که بوزارت دارائی رفتم‌ شنیدم آقای وزیر و آقای صالح شرفیاب‌اند و سپرده بودند که تا مراجعت،در وزارت‌خانه‌ بمانم-نزدیک ساعت شش آقایان مراجعت کردند و مرا با تلفن احضار کردند وقتی وارد دفتر وزیر شدم دیدم چه حالی-وزیر با حال‌ افسردگی کامل گفت ما شلاق خوردیم-آقای‌ صالح طوری تحت‌تأثیر جریانات واقع شده (به تصویر صفحه مراجعه شود) اللهیار صالح بود که سخنی نمی‌گفت پرسیدم چه شد مرحوم‌ خسروی گفت بعد از اینکه بودجه را بنظر مبارکشان‌ رساندیم و نسبت باقلام درآمد توضیح دادیم رسدیم بقلم پنج میلیون لیره‌ یک‌مرتبه اعلیحضرت بشدت عصبانی شدند و شروع به تندی کردند که بموجب کدام اجازه‌ شما می‌خواهید قرض کنید(چون اعلیحضرت‌ رضا شاه در آنزمان قرض از خارجه را خیانت‌ می‌دانستند و معتقد بودند قرض از خارجه‌ بمنزله فروش کشور است به بیگانگان)و بودجه‌ را مچاله کردند و زدند بصورت وزیر و با تندی‌ آقایان را بیرون کردند-وضع ظاهری آقایان‌ بقدری افسرده بود که هر کس را متأثر میکرد- آقای صالح اجازه گرفتند و رفتند-گویا بیشتر ایشان مورد بی‌مرحمتی واقع شده بودند چون مکرر فرموده بودند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.