Skip to main content
فهرست مقالات

گورکن

نویسنده:

مترجم:

کلید واژه های ماشینی : عمو سیلاس، زن، پیر، چای، پیر مرد فنجانی لبالب بدستش، عمو سیلاس نگاهی بچهره زن، بدستش، آبجو، فنجانی، مرد

خلاصه ماشینی:

"پیرمرد کثیف‌ خرف از ریش‌سفیدت خجالت نمی‌کشی؟ عمو سیلاس بطری آبجو را برداشت و گفت: -مادام محتوای این بطری چای است نه آبجو،اگر باور نداری امتحان کن و کمی بچش. عمو سیلاس از داخل توبره‌اش فنجانی فلزی بیرون آورد و بیدرنگ پر از چای نمود و بدست پیر زن داد و با لبخندی مهر آمیز گفت: -خواهش میکنم از این چای بنوشید مطمئن هستم که شما را نمی‌آزارد. عمو سیلاس که از این تغییر ناگهانی و شنگولی پیر زن خوشحال بود و در دل قند آب می‌کرد بی اختیار گفت: -دختر جان!حالت چطوره!براستی مادام تو حالا مثل جوجه‌ها میمانی. عمو سیلاس در این هنگام با یک بطری پر از درون قبر بالا آمد و در کنار پیر زن‌ نشست و باو گفت: -میدانم خیلی خسته‌ای و باید بیشتر بیاسائی. مادام خندید و عمو سیلاس پیمانه دیگری بدستش داد و در حالیکه از اینهنه لطف و جوانمردی پیر مرد لذت میبرد با چشمانی که رخوت و سستی از آن می‌بارید از اینهمه مهمان‌ نوازی عمو سیلاس اظهار خرسندی و رضایت خاطر نمود و زیر لب گفت: -جوان خیلی متشکرم! مادام با تعجب پرسید: -حالا چه فکر میکنی آقا آیا با اینهمه جنگ و جدال پیروز شدی؟ عمو سیلاس نگاهی بچهره زن افکند و در حالیکه قیافه‌اش نشان میداد مقدار مشروبی‌ را که در این عمر طولانی خورده است می‌توانست آسیای بزرگی را بگردش آورد و گندم‌ شهری را به آرد تبدیل کند گفت: -بلی مادام!من دراین مبارزه پیروز شده‌ام!"

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.