Skip to main content
فهرست مقالات

خاطرات ماشاءاله خان کاشی

(4 صفحه - از 58 تا 61)

کلید واژه های ماشینی : نایب حسین نراقی، اسبهای، کرمه، جنگ، تفنگ، نایب حسین نراقی و سوارانش، جمعیت، دولت، سواران بختیاری نایب حسین، خان کاشی

خلاصه ماشینی:

"از نراق بوسیله یکی از اقوامش کاغذی بمن نوشت که من برای جنگ با شما نیامده‌ام بلکه‌ بنا به مصلحت آمده‌ام که شاید بتوانم وسیله اصلاح کار شما بشوم و از این راه خدمتی به شما بکنم من همیشه بیاد محبت و مهربانی شما که در نراق با من کرده‌اید هستم خلاصه از طرف‌ من کاملا خیالتان راحت باشد که در هیچ کجا با شما روبرو نخواهم شد و اگر هم ناچارا روبروبشوم جنگ زرگری خواهم کرد خلاصه بوسیله فرستاده‌اش هزاران وعده و وعید به ما داده بود پس از وصول نامه او و پیغامات فرستاده‌اش ما هم تا حدی به گفته‌های او اطمینان‌ و اعتماد پیدا کردیم او میاید به مشهد اردهال یکنفر از نوکرهای ما که خبر از آمدن او نداشته‌ بنام میرزا جانی بود باو برخورد میکند و قصد گرفتن او را مینماید میرزا جانی به حرم مطهر سلطان علی محمد علیه السلام پناهنده میشود نایب حسین نراقی دستور به آدمهای خویش‌ میدهد که بروند او را از تحصن بیرون کشند خبر به سادات اردهال میرسد بالاجتماع جلو صحن مطهر جمع میشوند و مانع از بیرون کشیدن میرزا جانی از بست صحن میشوند ناچار نایب حسین نراقی هم اسلحه میرزا جانی را گرفته و حتی در ضریح السلطان علیمحمد به او شلاق میزند و با اوقات تلخ از صحن امام‌زاده خارج میشود."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.