Skip to main content
فهرست مقالات

غمنامه مدرس: غربت تلخ

نویسنده:

(3 صفحه - از 30 تا 32)

کلید واژه های ماشینی : مدرس، ادبی، رضاخان، فلسطین، تاریخ مطبوعات فلسطینی از سال، ادبیات، siraP، تبعید، sehtraB، اثر ادبی

خلاصه ماشینی: "قبر مدرس را دیدیم‌ درون ضریحی کوچک و زیر بقعه‌ای ساده و صد البته تعجب‌ کردیم از اینکه می‌دیدم مردم در زمان سلطنت و سلطهء محمدرضا،از سید مظلومی که به دست پدر او شهید شده بود یک امام زادهء تمام عیار ساخته‌اند و مردگان خود را گرداگرد (به تصویر صفحه مراجعه شود)تربت پاک او برای تبرک به خاک می‌سپردند و با افروختن‌ شمع و چراغ بر مزار او و خواندن فاتحه و دعا از آن روح پاک‌ مدد می‌جویند. مدرس که ناچار بوده در آن اوضاع و احوال خاص،احمدشاه را بر رضاخان ترجیح دهد پیغام می‌دهد که: «غرض آن است که هرگاه مقصود دیگران تنها عبارت از این بود که اعلیحضرت را از سلطنت بر کنار سازند دیگری را بر تخت نشانند،من که مدرس هستم،صریحا می‌گویم که به‌ مبارزه نمی‌پرداختم. اگر زندگانی این مرد بزرگ را یک«غمنامه»یعنی یک‌ تراژدی بدانیم،دردناک‌ترین و غم انگیزترین پردهء آن،نه‌ سالهای تبعید و زندان و نه حتی روز و ساعت شهادت،او،بلکه‌ سالهایی است که وی می‌کوشید مردم را از خطر سیلی که او آن را از بلندی می‌دید آگاه کند اما دشمن چنان ماهرانه‌ صحنه سازی کرده است که او تنها می‌شود و فریادش در خاموش کویر بی‌پژواک می‌ماند و منزوی می‌شود و در «اقلیت»قرار می‌گیرد و حتی بسیاری از هم لباسهای او،از درک سخن او عاجز می‌مانند و رضاخان در همان آغاز سلطنت‌ خود،یعنی دو سال پس از جلوس به تخت شاهی،موفق‌ می‌شود این سد سنگین،و این کوه استوار را از پیش پای خود بردارد و جاده را برای رسیدن به مقصد و مقصود خود هموار سازد."

صفحه:
از 30 تا 32