Skip to main content
فهرست مقالات

و آنها به ما زمین دادند

نویسنده:

مترجم:

(2 صفحه - از 45 تا 46)

کلید واژه های ماشینی : صحرا، داستان، اسب، استبان، تفنگ، آب، نگاه، فکر، استبان مرغ، استبان پاهای مرغ

خلاصه ماشینی:

"اگر اولین جمله‌ای که‌ نویسنده می‌نویسد در جهت ایجاد چنین تأثیری نباشد،از همان قدم اول با شکست روبرو شده است. (م) (به تصویر صفحه مراجعه شود) و آنها به ما زمین دادند نویسنده خوان رولفو(*) ترجمهء محسن سلیمانی پس از پیاده روی طولانی و بدون اینکه سایه‌ یا بذر درختی،یا ریشهء چیزی را ببینیم،بالاخره پارس سگها را می‌شنویم. تا به نیمهء این راه مرده برسیم،فکر می‌کردیم که در آن‌ طرف چیزی نیست. بعد به خودم می‌گویم:چهار نفریم ولی قبل‌ از این یعنی تقریباساعت یازده،بیست و چند نفر بودیم. هر کسی ممکن است که‌ جای دیگری با شور و شوق حرف بزند،اما صحبت کردن‌ این موقع کارسختی است. با خومدم می‌گویم:چه کسی این صحرای وسیع و مزخرف را ساخته؟به چه درد می‌خورد؟ و دوباره راه پیمایی را از سر می‌گیریم،چون کمی‌ ایستاده بودیم تا باران را تماشا کنیم،اما باران نیامد. اما ما که می‌خواهیم روی‌ این زمینها کار کنیم چه کاری از دستمان بر می‌آید؟چطور در زیر این آفتاب سوزان خود را خنک کنیم؟چرا به ما زمینهای‌ مرده و ترک ترک دادند تا در آن کشت کنیم. غله که جای خود دارد،هیچ چیز دیگری هم توی این زمینها عمل نمی‌آید. اما آقا،یک دقیقه صبر کنید!ما علیه دولت چیزی‌ نگفتیم،ما داریم علیه این زمینها صحبت می‌کنیم،ما می‌گوییم شما نمی‌توانید با چیزی که هیچ کارش نمی‌شود کرد،دست و پنجه نرم کنید. وفاوستینو می‌گوید:چی؟ اما من چیزی نمی‌گویم،چونکه فکر می‌کنم مغز ملیتون‌ درست کار نمی‌کند. اما ما دلمان می‌خواهد سر تا پایمان را با گرد و خاک‌ بپوشانیم،از این کار لذت می‌بریم."

صفحه:
از 45 تا 46