Skip to main content
فهرست مقالات

اندیشه های عرفانی در شعر غالب دهلوی

نویسنده:

کلید واژه های ماشینی : غالب دهلوی، عرفانی، شعر غالب دهلوی، غزل، عشق، عرفا، مستی، دیوان، عرفان و تصوف، شوق

خلاصه ماشینی:

"و به نظر می‌رسید که غالب دهلوی علیرغم‌ اتهاماتی که بر حلاج وارد بوده و هست،با شهامت از او دفاع کرده است و مقام او را مقام‌ کمال و او را واقف به اسرار الهی می‌داند: مجرم مسنج رند انا الحق سرای را معشوقه خودنمای و نگهبان غیور بود سالک نگفته‌ایم که منزل شناس نیست‌ بی‌جاده ماند راه،از آن رو که دور بود (همان،غزل 128 ص 70) و در عشق الهی قدرت معشوق مطلق آن قدر است که تعنیات ظاهری به امر او حیات می‌یابند، برای عاشق بیقرار درخت به صدا در می‌آید و هم او عاشقش را می‌کشد. و میر سید علی همدانی گفته است: ای ساقی از آن می که دل و دین من است‌ بی‌خوشیم کن که مستی آیین من است نفرین تو خوشتر از دعای دگری‌ زیرا که دعای غیر نفرین من است(12) و غالب دهلوی نیز در غزلیاتی نغز این حقیقت را چنین توصیف نموده است: ساده ز علم و عمل مهر تو ورزیده‌ام‌ مستی ما پایدار،باده ما ناشتا (همان،غزل 1 ص 13) غالب مستی را صفت پایدار و جزو مقامات خود می‌داند و شرط مهرورزی و محبت به معشوق را در اصل سکر و پیروی از عالم بیخودی می‌پذیرد. بی‌خطر از خودی برا،لب به انا الصنم گشا شیوهء گیر و دار نیست در کنش کنشت ما (همان،غزل 35 ص 28) خاموشی:اگر بپذیریم که اندیشه‌های ابن عربی‌ در قرن 13 در هندوستان مطرح بوده و توصیه او مبنی بر منوط بودن سعادت انسان به خاموشی، گرسنگی،شب زنده‌داری و گوشه‌گیری در نظر بگیریم،بنظر می‌رسد غالب دهلوی مثل سایر شاعران عارف مشرب،از این اندیشه‌ها مطلع بوده‌ و برای آنها ارزشی نیز قائل است."

صفحه:
از 24 تا 27