Skip to main content
فهرست مقالات

نقدی بر «سراچه آوا و رنگ» تأملاتی دیگر در شناخت خاقانی

نویسنده:

(3 صفحه - از 33 تا 35)

کلید واژه های ماشینی : واژه، اساطیر، مهر، معنی، چین، خورشید، شاهنامه، بنیاد، عیار، ترنجی، ترکیب، پارسی، آسمان، املا، استعاری، شناخت خاقانی، گونهء، گمان، ایرانی، بیت خاقانی، باد هوس، آسمان از گونهء سنگ، بنیاد آسمان در سخن خاقانی، دکتر میر جلال‌الدین کزازی، تهران، به‌معنی، خاقانی سجاد آیدنلو، ریشهء واژه در پهلوی، ریشهء، اصلی

خلاصه ماشینی: "در ریشه شناسی این واژه باید افزود که منابع عربی‌ آن را از«عار-یعیر-عیرا،عیرانا»و به معنی«بسیار آمد و شد کننده»آورده‌اند،از سویی در ادبیات‌ فارسی نیز عیار به همراه یار بکار رفته است که این‌ گمان را که معنی ریشه‌ای واژه،یار است سست‌ می‌کند: با رخت ای دلبر عیار یار نیست مرا نیز به گل کار،کار (منوچهری) بل تا بدرند پوستینم همه پاک‌ از بهر تو ای یار عیار چالاک (منسوب به خیام) 11)ص 267،شمارهء 1:بیضه در معنی بنیاد و کانون و پایتخت بکار رفته است. 28)ص 95،شمارهء 29:در مورد گزارش این‌ بیت و اشاره به ارسال المثل مصراع دوم آن: فلسفی مرد دین مپندارید حیز را جفت سام یل منهید با رویکرد به ژرف‌نگریهای گزارشگر دانشمند به‌ بیتهای خاقانی این نکته را باید افزود که شاید سخن‌ سالار شروان درآوردن واژگان«حیز»( غرچه)و «سام»در کنار یکدیگر به این بیت از داستان رستم‌ و اسفندیار شاهنامه نظر داشته است: بپذیرفت سامش به بی‌بچگی‌ ز نادانی و پیری و غرچگی 29)ص 266،شمارهء 1:به بیتی از شاهنامه‌ اشاره کرده و در پانوشت به تصحیح قیاسی واژه‌ای‌ در آن پرداخته‌اند. این در حالی است که ضبط نزدیک به اصل بیت‌ و بویژه مصراع دوم آن بر بنیاد تصحیح دکتر خالقی‌ مطلق آورده می‌شود: چو این کرده شد،چارهء آب ساخت‌ ز دریا به هامونش اندر بتاخت 30)ص 224،شمارهء 2:با رویکرد به آمدن‌ واژگان«دلدل»و«خندق»در بیت مورد بررسی تذکر این مطلب لازم است که دلدل نام ماده استری است‌ که مقوقس حاکم اسکندریه و به روایتی فروة بن عمرو به پیامبر(ص)اهدا کرد در روایات شیعی نیز آمده‌ است که حضرت رسول(ص)آن را با چند اسب دیگر و الاغ ویژهء خود،«یعفور»،به حضرت علی(ع) بخشید که در جنگها بر آن سوار می‌شد،بر همین‌ بنیاد خاقانی گوشهء چشمی به داستان نبرد خندق و دلاوری امیرالمؤمنین(ع)دارد."

صفحه:
از 33 تا 35