Skip to main content
فهرست مقالات

اشعاری از حسین لاهوتی صفا

ناظر:

(3 صفحه - از 31 تا 33)

کلید واژه های ماشینی : شعر، بال، عشق، مرو، آتش، جام، بادهای، قلم، واژه‌های، حسین لاهوتی صفا، نسیم، بهار، اشعاری از حسین لاهوتی، خدا، دست نسیم صبح، غم عشق، پا به‌پای غزل، شاعران شاعران آب، شاعران مخنث از نام سبز، معشوقه‌های شعر، شاعران خستهء سرگردان، شاعران آب و آفتاب، صبح نشاط‌آور مرو، گل آتش، شاعران پسین‌فردا، کوزه کوزه، آب از سر مرو، عشق و جنون، پروانهء صبح، چوب‌رخت باد

خلاصه ماشینی: "شراب محبت اگر دود آهم به گردون نشیند شفق موج زن در یم خون نشیند چه گویم که از دوری‌اش طایر جان‌ چو مجنون به دامان هامون نشیند مرا مردم دیده در اشک غلتد چو موجی که بر اوج جیحون نشیند کسی که بنوشد شراب محبت‌ جدا از غم دیگران چون نشیند بجز جلوهء نقش لیلا نبیند به هر نقطه‌ای چشم مجنون نشیند به یاد آورم لعل میگون او را چو در جام صهبای گلگون نشیند بود توتیا خاک کوی محبت‌ که در چشمهء چشم گردون نشیند «صفا»را غم عشق افسانه سازد چو در چشم مست تو افسون نشیند حسین لاهوتی صفا-تهران افسانهء زندگی زندگی افسانهء بی‌اعتباری بیش نیست‌ کاروان رفته را بر جا غباری بیش نیست برگ توفان خورده را در ذهن بیمار ای دریغ‌ نقش رؤیای پریشان بهاری بیش نیست گر شراب عشق می‌بارد ز جام روزگار ذوق ما را بهره جز رنج خماری بیش نیست تا کجا از روزن شبها برآید آفتاب؟ چشمها آیینه‌دار انتظاری بیش نیست یک بیابان داغ بر جا مانده و بی‌نبض عشق‌ در دلم توفان ابهام سواری بیش نیست بوی گل افسانه‌ای بود از نسیم روزگار ورنه در قاب نگاهم نقش خاری بیش نیست آه از این بخت پریشانی که در بزم بهار جنگل سبز نگاهم شوره‌زاری بیش نیست عمر را بر دوش حرمان بسته‌ایم و مثل اشک‌ قصهء ما غصهء دنباله‌داری بیش نیست عاقبت این خاطرات بیقراری‌های من‌ سایه‌ای بر سنگ سنگین مزاری بیش نیست حمد اله رجائی بهبهانی-بهبهان با سلام خوش فصل سه اقاقی،یا چار اقاقی شاید با کمی فاصله از هم‌ نزدیک«پل چوبی»ست(1) پل چوبی نزدیک«قنات»(2) و قنات‌ اندکی بالاتر از چشمهء«لیژان»قدیم(3) اول صبح بهار، نیمهء اول فروردین‌ یا نیمهء دوم انگار بی‌خیال‌ آرام‌ آرام‌ قدم بر میداری‌ ناگهان می‌بینی‌ در هاله‌ای از عطر، شناور هستی‌ با سلام خوش فصل‌ روزت امروز،معطر شده است."

صفحه:
از 31 تا 33