Skip to main content
فهرست مقالات

آواره ای پای در عصر اتم نهاد

نویسنده:

مترجم:

(8 صفحه - از 90 تا 97)

کلید واژه های ماشینی : آواره‌ای پای در عصر اتم ،عصر اتم نهاد ،آواره ،پرندگان ،گلهای سرخ ،قلب ،عصر اتم نهاد و کاری ،اشعارش ،عصر اتم نهاد و دختری ،شمشیر ،درختان ،دختر ،آواره‌ای در عصر اتم ،سایه‌هایتان ،مرز ،راه رفتنم در عصر اتم ،کلبه ،کلبه‌ها گلهای سرخ ،زمین ،گام ،دیده‌بانی ،گل و پرنده ،سر بر آسمان می‌سایید ،بند از بند جدا ،مرز گام نهاد ،میان پارتیزانها بر سر ،دیده‌بانی گام ،ابرها اندک بارانی ،کار ،مجموعهء اشعارش

خلاصه ماشینی:

"و اگر سایه‌هایتان نیز بروند، من آواره در کجا بیاسایم، که خسته از راه رفتنم‌ در عصر اتم؟» اما درختان با سایه‌هایشان‌ گریختند و گریختند. 2 آواره‌ای پای در عصر اتم نهاد و چون به تمامی سر بر آسمان سایید، سرخمیده داشت. 4 آواره‌ای پای در عصر اتم نهاد و با مردی رودررو گشت‌ که روحش را پاره پاره کرده بود، و دیگر نتوانسته بود پاره‌ها را پیوند دهد. آواره اندیشید:«شگفتا!شگفتا!» و چون جامهء کار به تن داشت و گالش به پا، به تمامی در قلب خود غوطه‌ور گشت؛ و چون رد آن گام برداشت، حس کرد که انگار دارد در گندابی تیره‌ و خفقان‌آور و بی‌انتها راه می‌رود که در آنجا در تمامی شب چرکه‌هایی را که از عصر اتم کومه گشته بود،بشست. 8 آواره‌ای پای در عصر اتم نهاد و یک چند چیزی ندید؛ چون سرش در کلاهخودی پنهان بود، (تصویرتصویر) کلاهخودی که همانند ابری غران، به روی چشمانش سایه افکنده بود. 9 آواره‌ای پای در عصر اتم نهاد و از کنار دو کلبه گذشت، که چونان دو سکه‌ به یکدیگر ماننده بودند، اما لبریز از دشمنی و کینه‌ای مرگ‌آور از برای‌ هم: بامهایشان از خشم گلگون، پشت دریهایشان از بغض و عداوت نیم‌بسته، و دیوارهایشان از حسد سبز. 11 آواره‌ای پای در عصر اتم نهاد که دیگر آواره نبود. » 21 آواره‌ای پای در عصر اتم نهاد و در رؤیا شد: که در قایقی سیمین‌ سر بر آسمان می‌سایید و در زیر خود گردی زمین را نظاره کرد؛ که چونان چشم‌اندازی در ماه بود."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.