Skip to main content
فهرست مقالات

اگر ستاره قطبی را بشناسی...

نویسنده:

(4 صفحه - از 168 تا 171)

کلید واژه های ماشینی : مسافر، نسیم، باد، ستاره قطبی، گردباد، گناه، ستارهء قطبی، تنهاترین مسافر، باغ، آسمان

خلاصه ماشینی:

"-جهانگیر خسرو شاهی سحر با باد می‌گفتم حدیث آرزومندی‌ خطاب آمد که واثق شو به الطاف خداوندی‌ حافظ علیه الرحمه تنهاترین مسافر،در قعر دره‌ای سرد،به نسیمی که آرام‌ می‌وزید گفت:«کار از کار گذشت. واقعه‌ای در خاطر مسافر رخ نمود: «گناه،گناه باعث این گمگشتگی نیست؟» مسافر،به حافظه‌اش رجوع کرد. در حافظهء مسافر آمد: «چرا راه را گم کردم؟» واقعه‌ای در خاطرش پیدا شد: «گناه. واقعه‌ای دیگر در خاطر مسافر پیدا شد: «تو آیا در رستگار شدن خویش،خودت را مؤثر نمی‌دانی؟» در حافظه‌اش آمد: «حتما. » مسافر گفت: «راههای آسمان!در این تاریکی و ابر و مه و باران و نور رعد و برق که دیدگان آدمی را کور می‌کند،چگونه می‌توان‌ جایی را دید؟» نسیم گفت: «از ارتفاع بالاتر. » و دوباره نسیم بود که آمد و تنهاترین مسافر آشفته موی را برد تا همه باغ و از آنجا،در مدار ستاره‌ای زیبا،ثابت،درخشان‌ و فروزنده."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.