Skip to main content
فهرست مقالات

انتقام، انتقام، انتقام

نویسنده:

(4 صفحه - از 62 تا 65)

کلید واژه های ماشینی : نارنجک، آب، حیاط، انفجار، خونه، ضامن، فکر، مرخصی، اطاق یه تله، حیاط خونه

خلاصه ماشینی:

"(به تصویر صفحه مراجعه شود) انتقام،انتقام،انتقام حبیب احمدزاده باز نشسته بودم کنار شط و بجای‌ تیراندازی،سنگ‌های ریز را توی آب‌ می‌انداختم،همه جا سکوت بود و سکوت، ظهر که می‌شد هر دو طرف آب،یک آتش‌ بس ننوشته را خودبخود اجرا می‌کردند،نه‌ تیری،نه تیرباری و نه آرپی‌چی و توی این‌ سکوت همه از آرامش استفاده می‌کردند، نهار می‌خوردند و یک چرت کوچک‌ می‌زدند،مرغهای ماهیخوار رودخانه هم از همین فرصت استفاده می‌کردند و تو آب‌ شیرجه می‌رفتند،ماهی می‌گرفتند و من زل‌ زده بودم به شکل جالب ماهی گرفتن آنها، که صدای موتور امیر آمد،مغرورانه موتور را کنار در نداشته سنگر پارک کرد،اومد داخل‌ و گفت:طرف خونتون رد شدی؟ نه سلامی و نه علیکی!انگار که خبر بد،بدون هیچ زمینه‌ای بهم الهام شد. ولی من، برعکس،انگار که تازه راحت شده باشم، شاید حدود سه سالی بود که از شروع جنگ‌ می‌گذشت و هر روز از اون دست رودخانه، گلوله‌های توپ و خمپاره ده تا ده تا صد تا صدتا پرواز می‌کردند و مثل همین مرغهای‌ ماهیخوار که تو شط شیرجه می‌رفتند تو خانه‌های خالی از سکنه،مغازه‌ها، پالایشگاه،کوچه‌ها و مدتها بود که من‌ منتظر این لحظه بودم،منتظر لحظه‌ای که‌ یکی بیاد و بگه منزل شما هم بی‌نصیب‌ نماند،خب دیگه انتظار تمام شد پسر،راحت‌ شدی... امیر شروع کرد به تفحص اینکه‌ خمپاره از کدوم طرف شلیک شده و من‌ رفتم تو اطاق بزرگه،سراغ اثاثیه‌های‌ باقیمانده،قبلا چیزهای ضروری را با هزار مکافات بیرون فرستاده بودم هر چی مونده‌ اثاثیه‌هایی بود که به درد زندگی یک خانواده‌ جنگزده با آن کمبود جا توی خوابگاه‌ نمی‌خورد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.