Skip to main content
فهرست مقالات

برای حفظ آبرو

نویسنده:

مترجم:

(4 صفحه - از 46 تا 49)

کلید واژه های ماشینی : روستا، خونه، سارایوو، مسجد، تفنگ، ستوتس، خدا، قهوه‌خانه، آیکا، اونا، ولاخ‌ها، حفظ آبرو، صحبت، ترس، دست آیکا، فیصل، فکر، آیکا رو از خونه، خونه رو پر، حالا، زندگی، فیصل رو با تفنگ، آیکا گلدون پر، خونه و کاشونه، کار، خونه آبروی، سارایوویی داخل قهوه‌خانه، خونه به خونه، ستوتس زندگی، فیصل از ستوتس

خلاصه ماشینی: "برای همین میره‌ ستوتس تا ازش خواهش کنه که دست از این کار بردارد و بدونه که اگه زمیناش چندوقتی هم یخ‌ بزنه،به گدایی نمی‌افته و وقتی جمعیت زیاد بشه،رعیتا برای کشت زمین از هم سبقت‌ می‌گیرن ولی از راهنمایی آدم بی‌عقل چه سود؟ بیگ هرکاری رو که می‌خواست کرد. -حالا هم چشم دیدنشونو ندارم حتی اگه‌ معجزه‌ای می‌شد و به انداز ذره ارزن کوچیک‌ می‌شدن،جیبامو ازشون پر+؛می‌کردم و از روی پل می‌پریدم توی برگاوا تا دیگه نه من و نه‌ اونا بیرون بیاییم ولی اینطوری... فیصل هم رو به من کرد و گفت:«تو را به خدا چت شده بابا؟آخه چرا بیخودی همه‌ خونه را به هم می‌ریزی؟بچه‌ها!همون جا که‌ نشستین بشینین و هرکسی هم کار خودشو بکنه!»زنم ادامه داد:«کی می‌تونه به این سرعت‌ همه‌چیزارو جمع و جور بکنه و ببنده و راهی‌ بشه؟مگه می‌شه یک بار دیگه همه این چیزا رو جا بذاریم تا دشمن با خودش ببره و ما سر پیری‌ دوباره از نو شروع کنیم؟بدون این چیزا پامو از پاشنه در بیرون نمی‌ذارم،اگه می‌خوان می‌تونن‌ همین‌جا دم در منو تیکه‌تیکه کنن». مگه می‌شه حالا یه ولاخ توی اون‌ خونه آبروی منو ببره؟و اما مسجد روستا!خدا می‌دونه که بی‌خداها چه بلایی سرش آوردن‌ ولی ما دوباره اونو تمیز می‌کنیم،تا از امیدواری‌ خودمون براش بگیم،تا بلکه نظری به ما بیندازه،تا دوباره وضعیتی درست کنیم که‌ مسجد از محراب تا دم در پر باشه،تا حیاط مسجد رو هم پر کنیم و تمام روستا رو،آره تمام‌ روستارو."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.