Skip to main content
فهرست مقالات

گرسنگان مغضوب قدرت و پول: نگاهی به زندگی و شخصیت هنرمند و نویسنده شهید مهدی رجب بیگی

(3 صفحه - از 63 تا 65)

کلید واژه های ماشینی : نویسنده شهید مهدی رجب‌بیگی، طنز، هنری، جهاد، شهید رجب‌بیگی، سیاسی، سرود، مهندسی، دانشجویان، امام

خلاصه ماشینی: "به‌ همین خاطر سراغ سه تن از هم‌ کلاسی‌هایش را گرفتیم: مهندس اصغر خدایاری(استاد دانشکده مهندسی معدن)،مهندس‌ شهیدی(معاونت فنی راه‌آهن جمهوری‌ اسلامی)و مهندس محمد غیاثی(عضو شورای دانشجویان خط امام در تسخیر لانه جاسوسی). من مأمور تهیه پنجه‌ بوکس و چاقوی ضامن‌دار و اهرم آهن‌بر شدم!خرید قیچی آهن‌بر را با شهید رجب‌ بیگی در میان گذاشتم و ایشان هم از روی‌ اعتمادی که داشت،اصلا نپرسید که برای چه‌ می‌خواهی؟بعدا تعریف می‌کرد که وقتی‌ برای خرید قیچی رفته بود،خب تیپ و قیافه‌اش که به کار خلاف نمی‌خورد، فروشنده پرسیده بود:چیه؟می‌خواهی‌ سفارت آمریکا را بگیری؟!یعنی جو مردمی‌ هم این‌قدر آمادگی داشت و مردم واقعا چنین‌ انتظاری را داشتند. به نظر من با این‌که رشته‌اش‌ مهندسی بود ولی می‌توانست‌ در حوزه فرهنگ و هنر آدم‌ بسیار برجسته‌ای باشد شهیدی:دبیرستان‌هایی که‌ انتخاب می‌کرد،همگی جنوب‌ شهر بودند؛درحالی‌که‌ می‌توانست در بهترین‌ دبیرستان‌های تهران تدریس‌ کند. چون هم درسش در دانشکده خیلی خوب بود و هم‌ توانایی فراوانی در نوشتن و صحبت کردن داشت از بچه‌ها هم بودند که این سرودها را به اتفاق‌ بر پشت‌بام ساختمان نگهبانی در سفارت‌ اجرا می‌کردند. شهیدی:پدر ایشان وضع مالی بدی‌ نداشت ولی شهید رجب‌بیگی برای این‌که‌ می‌خواست با مردم ارتباط داشته باشد،مثل‌ بقیه بود. انتخاب‌ آن منطقه برای این بود که در کنار کار عمرانی‌ و ساخت مدرسه و برق‌رسانی،مسائل‌ فرهنگی و اجتماعی آنجا هم با حضور فعال‌ بچه‌ها برطرف شود یعنی دنبال این بودند که‌ هم به محرومان و مستضعفان منطقه کمک‌ کنند و هم در جهت تثبیت انقلاب قدم‌ بردارند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.