Skip to main content
فهرست مقالات

شعر

(4 صفحه - از 14 تا 17)

کلید واژه های ماشینی : شعر، دختر، پنجره‌ای، جاسوسان، گامها، شهر، قصد، تلخ، ترس، زندگی

خلاصه ماشینی:

"چند قرن است که خرما به نخیل است و هنوز دستهای طلب از چیدن آن کوتاهند غلامرضا طریقی آمد کنار حوصلهء تنگ من نشست مثل همیشه پنجره‌ها را ولی نبست گفتم چه‌قدر سهم حقیریست این زمین گفت آسمان برای من و تو همیشه هست خورشید شد کشید به آتش تن مرا خندید بندبند وجودم هم گسست پیچید بوی تلخ وداعی همیشگی افتادم از نهایت چشمش دلم شکست از درد حلقه می‌زدم و دم نمی‌زدم دریا و آسمان و زمین دست روی دست حالا نشسته‌ام به تماشای روزها حالا اسیر بازی این روزگار پست حالا منم که سنگ صبور زمین شدم او یک پرنده شد در افقهای دوردست پیچید بوی خاطره‌ای تلخ در تنم آمد کنار حوصله ام تنگ‌تر نشست راضیه رجایی-مشهد در آب نور ماه می‌افتد اشکی به عمیق چاه می‌افتد پل می‌زند به خواب یتیمان در کوچه‌ها که راه می‌افتد عطر علی است یا که محمد(ص) عالم به اشتباه می‌افتد بر جانماز ابری مولا خون خدا به راه می‌افتد جز دامنش پناه ندارد دستی که در گناه می‌افتد محبوبه بزم‌آرا-مشهد (به تصویر صفحه مراجعه شود) دنیای جاسوسان و عاملان‌ سری،دنیای افسانه‌ای و همانند قصه‌های جن و پری، سخت مردم را به خود مشغول‌ داشته است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.