Skip to main content
فهرست مقالات

ما هر چه داریم از شهدا داریم: گوشه ایی از شنیدنی های یک کنگره شهدا

گزارشگر:

(2 صفحه - از 108 تا 109)

کلید واژه های ماشینی : پانل، عکس، کنگره شهدا، اجرای طرح نمایشگاه بچه‌ها، مادر، بچه‌های کمیتهء جمع‌آوری آثار شهدا، آدرس، کمبودها پیشنهاد اجرای کنگره، روز خانوادهء شهدا دیدار، اداره، اشک‌های خواهر شهید، مادرجان، پیرزن، خواهر شهید در بغض بچه‌ها، خواهر شهید، شهدا هم کارهای نمایشگاه، عکس بچگی شهدا، برگشت، کار، از شهدا، طرحهای، آثار، مادر شهید، خانم از بستگان شهید، بچه‌های کمیتهء اجرایی، تابلو مال نمایشگاه، نمایشگاه آثار، بچه‌های شهیدش، بچه‌های امور شهدا، بچه‌ها برگشت

خلاصه ماشینی: "قرار شده بود در هفته یک روز خانوادهء شهدا دیدار کنیم و چون در دیدارها بودجهء خاصی برای هدیه تخصیص داده نشده بود،در هر دیدار از شهریهء طلبگی نفری دویست،سیصد تومان مجموعا چهار، پنج هزار تومانی جمع می‌کردیم و با یک تابلو یا یک دسته گل و شیرینی می رفتیم. برای اجرای طرح نمایشگاه بچه‌ها یک پیشنهاد ابداعی داده بودند و آن این بود که چون برای تابلوها،صفحهء زمینهء پلاستیکی لازم داشتیم تا عکس‌ها دست‌نوشته‌ها و قسمتی‌ از وصیت‌نامهء شهدا را نصب کنیم،اصلا مقرون به صرفه نبود،به‌ همین دلیل از مقوا استفاده کردیم،مقواها به رنگ قهوه‌ای بودند که‌ با مسواک،رویشان رنگ قرمز پاشیده‌بودیم و این صفحه،زمینهء پشت مطالب و عکسها بود. بعد از کلی گشتن و از کوچه‌های پیچ‌درپیچ دامنهء کوه عون ابن علی‌ گذشتن و آدرس پرسیدن،آخر مغازه‌داری پیر با تعجب نگاه کرد و گفت:شما کس‌وکار این شهید هستید؟و با نیشخندی ادامه داد: عجب روزگاری شده!خدا رحمتش کند،یک شب از حال و روز این‌ فقیرفقرایی بی‌خبر نبود."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.