Skip to main content
فهرست مقالات

نمی توانی جلوی حقیقت را بگیری، هیچ کس نمی تواند

(6 صفحه - از 40 تا 45)

کلید واژه های ماشینی : عکس، گلستان، عکاسی، امام، انقلاب، آدم، مردم، هواپیما، جنگ، خیابان

خلاصه ماشینی:

"فکر می‌کردم من این عکسها را می‌گیرم‌ توی مجله‌های خارجی چاپ می‌شود و امام می‌بیند» این گفت‌وگو که به همراه تعدادی از عکسهای گلستان دربارهء انقلاب اسلامی، جنگ ایران و عراق،کارگرهای ساختمانی و تعدای از بچه‌های عقب‌افتادهء ذهنی و جسمی و ساکنان محله‌های بدنام تهران در سالهای پیش از انقلاب‌ به چاپ رسیده است،نود و شش صفحه گفت‌وگو و هشتاد صفحه،عکسهای‌ سیاه و سفید برگزیدهء او که به حرفهای داخل کتاب مربوط می‌شوند از سوی‌ نشر«دیگر»روی میز کتاب‌فروشیها به فروش می‌رسد. گلستان اما معتقد است که در روزهای انقلاب،اهل‌ انقلاب که به رسانه‌ای دسترسی نداشته‌اند،عکس را راه خوبی برای گزارش‌ آنچه در حال وقوع است،یافته‌اند:«یک‌بار با نیروهای انتظامی بودم که‌ تیراندازی کردند به مردم،بعد دیدم از داخل مردم فلاش زده شد،دیدم یک‌ نفر داردعکس می‌گیرد. ». علاقهء گلستان به انقلاب و آدمهای دخیل و شریک در آن از آنجا بود که‌ همان آدمها که او برای مسایل اجتماعی عکسشان را می‌گرفت،انقلاب‌ کرده بودند و برای عکاس حرفه‌ای مطبوعات که کم‌کم به رسانه‌های‌ خارجی هم دسترسی داشت،فرصت خوبی بود که این ماجرا را به همه‌ دنیا مخابره کند:«تلاشم این بود که بتوانم یک‌جوری توی امپریالیسم‌ خبری موجود در جهان نفوذ کنم و صدای مردم خودمان و واقعیتهای‌ (به تصویر صفحه مراجعه شود) اجتماعی را تا جایی که می‌توانم منعکس کنم». » «مردم هر شب می‌ریختند توی خیابان و تمام دنیا خبر داشتند که‌ بزن‌بزن است و مردم دارند انقلاب می‌کنند آن‌وقت مرتیکهء احمق آمد و گفت این صداها نوار است،نوارها را پر می‌کنند و شبها پخش می‌کنند (می‌خندد)."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.