Skip to main content
فهرست مقالات

آن قدر بنویس که انگشتانت بشکند: نگاهی به زندگی و شخصیت آنتوان چخوف

(6 صفحه - از 96 تا 101)

خلاصه ماشینی:

"(به تصویر صفحه مراجعه شود) آن‌قدر بنویس که انگشتانت بشکند نگاهی به زندگی و شخصیت آنتوان چخوف سید امیر صدیقی چخوف،پدر داستان کوتاه‌نویسی جهان،نویسنده‌ای‌ست که شاید بیش از دیگران،در ادبیات معاصر ایران،جایش خالی‌ست!او که در مدت نسبتا کوتاه دوران نویسندگی‌اش،با حجم انبوه و شگفت‌آوری‌ از داستانها،نمایشنامه‌ها و مقالات،منتقد اجتماعی روزگار خود بود، به خوبی توانست دوران زندگی خود را در نوشته‌هایش بازتاب دهد،و زشتیها و کاستیهای آن را به نقد بکشد. چه کار باید می‌کرد؟ اداره خانواده را به عهده گرفت و ضمن ادامه دادن درسهایش در دانشکده‌ طب،پیش خود فکر کرد:چطور می‌توان برای گذراندن زندگی،پول به‌ دست آورد؟چخوف بعدها گفت،نمی‌داند چرا پزشکی را انتخاب کرده، اما هیچ‌وقت از این کار پشیمان نشده است. او نظام و رابطه‌های بورژوایی را به صراحت محکوم می‌کند و افشاگری او نسبت به اخلاق و نحوه عمل الگوی انسان بورژوای غربی-که شیوهء زندگی‌ مردمان روسیه را هم متأثر کرده-مورد خشم منتقدان غربی قرار می‌گیرد و صفحات فراوان در مورد اینکه چخوف به آخر خط رسیده بود و معنایی‌ برای هستی انسان نمی‌شناخت،نوشته می‌شود. *سفر آنتوان به جزیرهء ساخالین-که تبعیدگاه زندانیان بود- برای سرشماری و کمک به آنها که با هزینه شخصی او انجام شد، در سالهایی صورت گرفت که پزشکان،بیماری سل را در او تأیید کردند و اگرچه توصیه‌های آنها و تشخیص خود او،باید چخوف‌ را زودتر از این به محلی خوش آب و هواتر از روسیه می‌فرستاد، بعد از سفر ساخالین،به ناحیهء«نوگورد»بازگشت و گروههای کمک‌رسانی به قحطی‌زدگان را سامان داد. ژانویه:انتشار مجموعهء داستانها«گل باقالی» فوریه:آشنایی و نامه‌نگاری با«سوورین»ناشر روزنامهء عصر جدید و چاپ داستانهای چخوف در این روزنامه 1887 آوریل:سفر به تاگانرگ و کوههای مقدس آگوست:انتشار مجموعه«در گرگ و میش» اکتبر:نوشتن و اجرای نمایشنامهء بزرگ«ایوانف»."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.