Skip to main content
فهرست مقالات

روشن فکر کند ذهن (یک صحنه کوچک)

نویسنده:

مترجم:

(2 صفحه - از 102 تا 103)

کلید واژه های ماشینی : پمویف ،قاضی ،زندان ،محاکمه ،گریشکا ،احضاریه ،کتک ،آدم ،شستیکریلف ،پمویف احضاریه ،نیتکین ،قضاوت ،دعوتم ،پمویف نگاه ،شکایت ،پمویف از میز قاضی ،خوب ،میز ،هه ،قاضی صلح ،ده روبل ،نیتکین احضاریه ،قاضی محکمهء صلح ،خدا ،قاضی به پمویف نگاه ،ییچ پمویف ،اتاق کار قاضی ،روبل نصیب گریشکا ،روز پنج‌شنبه ،بفرستم زندان

خلاصه ماشینی:

"قاضی دستهایش را در هوا تکان داد و گفت: -مرد حسابی مگر قصد داری برای من رسوایی‌ درست کنی؟نکند هوس کرده‌ای آدمهای‌ خودت همین‌جا علیه تو شهادت بدهند و آبرویت‌ را ببرند؟راستی که الاغی!اصلا چرا پاشدی و آمدی؟مگر در غیاب تو بلد نبودم موضوع را رفع‌ و رجوع کنم؟ پمویف دستها را به کمر زد و جواب داد: -بیا و درستش کن!لابد می‌فرمایی که مقصر منم!خودت این مسخره‌بازیها را راه می‌اندازی و سرکوفتش را به من می‌زنی!نه برادر،تو سوراخ‌ دعا را گم کرده‌ای!راهش این است که گریشکا را بفرستی زندان و.. قاضی رأی را صادر کرد و به اتاق کار خود بازگشت و خطاب به پمویف گفت: -خدا را شکر!خوشحالم که به خیر گذشت!... پرسید: -چرا باید زندانی‌اش می‌کردی؟تا چشمش کور بعد از این شکایت نکند!او مگر حق دارد از دست‌ من به دادگاه شکایت کند؟ قاضی و نیتکین توضیحات مفصلی دادند و سعی‌ کردند موضوع را به او تفهیم کنند،اما پمویف‌ همچنان بر سر عقیدهء خود باقی ماند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.