Skip to main content
فهرست مقالات

انسان، رزمنده، شهید: روایتی از حیات شهید حسن باقری

گزارشگر:

(4 صفحه - از 72 تا 75)

کلید واژه های ماشینی : حیات شهید حسن باقری، پادگان، ارتش، اطلاعات ستاد عملیات جنوب سپاه، امام، تیپ، عراق، اسم، سری طرحهای عملیاتی سپاه، خدا

خلاصه ماشینی:

"(به تصویر صفحه مراجعه شود) انسان، رزمنده، شهید روایتی از حیات شهید حسن باقری حسین بهزاد بدر رملستان فکه‌ پیشکش به محضر طلایه‌دار شهادت در مقتل فکه‌ سرور،استاد و آقایم سردار شهید حسن باقری به جای مقدمه: به هزار و یک دلیل،که اصلا در این مجال کاغذی جایی برای طرح آن ندیدم، به«حسن باقری»مدیونم اگر که بعد از گذشت شش سال از ترک مقاله‌نویسی، این بار دست به قلم بردم،صرفا به نیت عرض ادبی بسیار دیرهنگام به ساحت‌ جوانمردی است که صرف‌نظر از پرتیهای فراوان زندگی‌ام،اگر کورسویی از روشنایی در آن به چشم بخورد،فقط و فقط از سر صدقهء عنایت اویی بوده که‌ الحق،لقب«بهشتی جبهه»تنها و تنها،برازنده او بود و بس. آخر جنگیدن بدون شناخت دشمن و عوارض زمین میدان نبرد که‌ نشد کار!یک سری از بچه‌هارو آموزش دادم و سه ماه بعد،در تمامی‌ محورهای مطنقه جنوب،از آبادان گرفته تا دزفول واحدهای اطلاعات‌ -عملیات سپاه مستقر شدند و شروع به فعالیت کردند. رفقای خوبی هم توی فرمانده‌های ارتش پیدا کردم،از جمله‌ عزیزمون جناب سرهنگ حسین حسنی سعدی که مقدر بود بعد از دربه‌در شدن بنی صدر،با همدیگه اولین قرارگاه عملیاتی مشترک سپاه و ارتش‌رو تشکیل بدیم. یکی از حضار گفت:«حسن،آخه اینم شد کار؟این همه نیروی شناسایی توی یگانها هستند،عوض اینکه با سایر فرمانده‌های سپاه می‌رفتی دستبوسی امام، اومدی خط مقدم شناسایی؟» حسن گفت:«می‌رفتم به امام می‌گفتم جنگ چی شد؟چی به امام‌ می‌گفتم؟می‌گفتم چه کار کردیم؟دشمن بعثی هنوز در خاک ماست، بعد توقع داشتی برم به امام چی بگم؟وقتی به دستبوس«آقا»می‌روم که‌ حرفی واسه گفتن داشته باشم."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.