Skip to main content
فهرست مقالات

شعر

(4 صفحه - از 14 تا 17)

کلید واژه های ماشینی : گرگ، چوپان، مزرعه، زنان، گرگ بزرگان جوفروش، یاهو گرگها و گوزنها، چشم گوزن لقمهء دندان گرگ، تیغ، خدا، جوفروش نامیده‌ایم گرگ

خلاصه ماشینی:

"کویر چه دریایی است پر از تلاطم امواج تشنگی و اشک چه بارانی است که خانه‌های عاطفی ما را به شکل روستایی خود می‌سازد و آسمان پر از انفجار ترقه چقدر رؤیایی‌ست و من چقدر در آن لحظه به شکل کودکی‌ام هستم بیا به یاد بپیوندیم -کبوتر همیشگی انسان- که بادبان تمامی آن خاطرات معصوم است و موج و خانهء پر از ابر و کاشی همیشه-سبز بهار و آن پاییز که ما کنار رودخانه به هم پیوستیم به عزم رفتن دریا میان هرچه کویر و هرچه خاک گرسنه و ماسه‌های تشنهء باران بیا به رود بپیوندیم به آن برادر همراه که در کنار همه عاشقان دریا بود احمد عزیزی نه فقط باغچه یک مزرعه دارم در آب‌ و در اندیشه که جز خود چه بکارم در آب‌ شده‌ام چرخه‌ای از بارش و تبخیر،همین‌ صبح برخیزم و شب باز ببارم در آب‌ حسرت گرتهء خاکی به ضمیرم مانده است‌ بس‌که شستند به وسواس غبارم در آب‌ آب یعنی من و هر گمشدهء بی‌آمار های از آن‌گاه که خود را بشمارم در آب‌ شوق همبالی مرغان مهاجر دارم‌ لاک‌پشتانه اگر زیست تبارم در آب‌ آسمان باز مرا سهم خودش خواهد دید گرچه آماده‌ترین است مزارم در آب‌ (آب هستی‌ست)و من هستم و حرفم اینکه‌ فرصتی نیست که حرفی به لب آرم در آب امینه دریانورد آقا سلام!گرچه بلندست جایتان‌ می‌خواهم از زمین بنویسم برایتان‌ یک نامه حاوی همه حرفهای راست‌ یک نامه از کسی که کمی عاشق شماست‌ یک نامه از بلندی انسان که پست شد یک نامه از کسی که دچار شکست شد این نامه مدح نیست فقط شرح ماتم است‌ یک ذره از هزار نوشتم اگر کم است‌ بعد از شما غبار بر آیینه‌ها نشست‌ شیطان دوباره آمد و جای خدا نشست‌ پرپر شدند در دل طوفانی از بدی‌ گلهای رو سپید همیشه محمدی!"

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.