Skip to main content
فهرست مقالات

می خواستیم حرف اسلام را بزنیم

مصاحبه کننده:

مصاحبه شونده:

(5 صفحه - از 64 تا 68)

کلید واژه های ماشینی : شریعتی، اسلامی، مطهری، حسینیه، زندان، سلول، دکتر علی شریعتی، دکتر شریعتی، حرف اسلام، ارشاد، فرهنگی، می‌خواستیم حرف، کتاب، دکتر علی شریعتی در زندان، فضای فعالیتهای فرهنگی پیش‌از انقلاب، دکتر شریعتی و شهید مطهری، دکتر علی شریعتی در دانشگاه، جریان، روزها نوشته‌های آقای مطهری، اولین، مطهری و دکتر شریعتی، دعوت آقای مطهری، ماجرای اختلافات حسینیه ارشاد، پیروزی انقلاب اسلامی، کار، فعالیتهای فرهنگی، دوران و مسائل حسینیه ارشاد، سال زندان، خاطرات و مبارزات فرهنگی، فضای فرهنگی

خلاصه ماشینی: "بعد باز به مشهد برگشتیم و در همین دوران بود که امیر و پرویز پویان و آقای احمدزاده که بعد از انقلاب اولین استاندار خراسان شد،«جبهه اسلامی» را تشکیل دادند و من در این جبهه فعال بودم اولین کار در جلسات جبهه‌ اسلامی،خواندن کتاب«تنبیه الامه و تنزیه المله»مرحوم آیت الله نائینی بود که‌ طالقانی بزرگ-این مرد به راستی انقلابی و مسلمان-تصحیحش کرده بود و حاشیه و توضیح نوشته بود. لذا ما اولین کاری که کردیم راه‌اندازی انجمن کتاب در دانشگاه بود که من‌ در آنجا حضور داشتم و بچه‌ها نیز بیشتر به خاطر دکتر شریعتی به آنجا می‌آمدند. بعد که از هم جدا شدیم،همان دوستمان را که با اصرار من آمده بود بازداشت کردند او نیز به خاطر شرایطی که داشت‌ همه ما را لو داد و این بود که یک روز در دانشگاه بودم که دیدم نامه‌ای آمده‌ و خواسته‌اند که من خودم را معرفی کنم و بعد محکوم به زندان شدم البته‌ چند روزی از زمان مشخص شده،گذشته بود و من هنوز خودم را معرفی‌ نکرده بودم. دکتر با چهره‌ای افسرده ولی امیدوار گفت که در جلسه امشب دربارهء یک معامله بزرگ صحبت کردیم که اگر سر بگیرد،صد هزار تومان به من می‌دهند و من با این پول زمین پشت حسینیه را می‌خرم‌ و آن را تبدیل به یک دانشگاه اسلامی می‌کنم واژه‌اش دقیقا همین بود."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.