Skip to main content
فهرست مقالات

فکر کردن با صدای بلند (قسمت دوم)

(3 صفحه - از 69 تا 71)

کلید واژه های ماشینی : آدم، فکر، پادشاه، دربار، بهشت، ادب، شاه‌زاده، وزیر، خداوند، سلطان

خلاصه ماشینی:

"که اگر اجابت امر را نکنید،آن‌چنان پدری از شما جماعت دربیاورم که مرغان‌ هوا بر سرتان فضله بریزند و ماهیان دریا،دریا را به رویتان قی کنند!برخی‌ از جماعت همچنان به دیدهء تعجب بر او خیره بودندی به برخی دیگر برخورد و سر شاهزاده ریختند و تا آنجا که جا داشت سیاستش کردند (یعنی با مشت و لگد به جانش افتادند-این را وزیر ارشاد به سلطان‌ گفت. ). برخی دیگر دست بر شکمهایشان نهادند و حالا نخند کی بخند (فکر می‌کردند شاهزاده دیوانه است-این را وزیر راه و ترابری،در دلش‌ گفت. اینها را شاهزادهء ما گفته؟مگر نگفتم مواظب باشید با دسته بیل نکوبند روی ملاجش؟!(اینها را سلطان گفت و وزیر پاسخ داد:)و هیچ ناشری‌ برای چاپ آنها اصرار نکرده!اما می‌گویند پیرمردی جهان‌دیده و حکیم، اما حسود و بدذات،با دیدن حالات شاهزاده از قضیه بو برده؛فهمیده که‌ ایشان از بزرگان است و کم‌کم با او طرح دوستی ریخته. بیدل‌ می‌گوید:«تو غره بهشتی که جای ریدن نیست»مگر امریکا بهشت‌ روی زمین نیست؟خب بهشت اینها این شکلی است. کار خلاف شرع‌ نکرده بودیم،اما این‌جور بامبولی سرمان درآمده بود!پس اصلا نباید تعجب‌ کرد که بروبچه‌های مثلا کیهان داد و قال راه بیندازند که در مملکت‌ جاسوس داریم!البته اینها دلسوزانه رفتار نمی‌کردند. بعد گفت:یادت باشد که دیگر با بی‌بی فاطمه(س) مزاح نکنی!برای همین وقتی امام گفت(در زمان انقلاب)که:«من توی‌ گوش این دولت می‌زنم»بعضی از قدیمیها گفتند:راست می‌گوید. جای دیگر نیز عرض کرده‌ام،که این همه دعاها و نمازهایی که‌ در مفاتیح وجود دارد و از ائمه اطهار(علیها السلام)نقل شده،ثابت می‌کند که دولت اسلامی باید الکترونیک باشد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.