Skip to main content
فهرست مقالات

شعر

(3 صفحه - از 38 تا 40)

کلید واژه های ماشینی : شمعی مقابل خورشید، دریا، مهدی سیار، خدا، آتش، شمع در مقابل خورشید، لاف، شطرنج حرام، شوق پر، خورشید در مقابل چشمانت

خلاصه ماشینی:

"شعر شمعی مقابل خورشید یک شمع در مقابل خورشید است، خورشید در مقابل چشمانت‌ یک قطره در مقابل یک دریاست، دریا کنار ساحل چشمانت‌ حیران یک نگاه تو این مردم، از بلخ تا نجف،ز نجف تا قم‌ صدها هزار سالک و اصل، گم در ابتدای منزل چشمانت‌ ما مانده‌ایم و این دل شیدامان، از دست‌هایمان نکشی دامان‌ مانند ابروان تو دل‌هامان، گر دیده‌اند مایل چشمانت‌ گفتی که سر کشیده‌ای از آن‌جام، گفتی که می‌روی به دلی آرام‌ تاریک شد،گرفت شباهنگام، یکباره ماه کامل چشمانت‌ ای ناخدا که رفتی از این منزل، ما را ببین در این شب بی‌ساحل‌ ها!چشم باز کن که هزاران دل، جا مانده است در دل چشمانت مهدی سیار شوق پر کشیدن کسی در بالهایت ریخت شوق پر کشیدن را به جان مرده‌ات بخشید آهنگ تپیدن را نگاه تیره‌ات را برد تا آن سوی آبی‌ها به چشم پرغبارت یاد داد آیینه دیدن را دلت بی‌شور عشق و بی‌حضور نور نارس بود چشیدی عاقبت گرمای شیرین رسیدن را لب تفتیده‌ای راز عطش را گفت با چشمت‌ که هر گوشی ندارد تاب از دریا شنیدن را رها از خاک تا آتش پریدی چون پری در باد خدا قسمت کند این‌گونه بی‌پروا پریدن را عباس چشامی در گذر آب‌فروشان از باده‌ات ای مرگ،مرا گرم بنوشان مردم ز عطش،در گذر آب‌فروشان!"

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.