Skip to main content
فهرست مقالات

نقد: و این ببر خفته در کمین تاک کهن

نویسنده:

(10 صفحه - از 24 تا 33)

خلاصه ماشینی:

"و اما باید گفت که اثر 412 صفحه‌ای«من ببر نیستم پیچیده به بالای‌ خود تاکم»،نوشته محمد رضا صفدری،که در اسفندماه سال 82 چاپ اول‌ آن روانهء بازار کتاب شده است،از آن دست رمانهایی است که به نحوی‌ ازانحا،با رمانهای مورد بحث ما به عنوان رمان نو،وجوه بسیار مشترکی‌ دارد. ولی اگر نویسنده،تا به انتها به آشفتگیهای اثر-به هر دلیل نخواهد و یا نتواند-پاسخ ندهد چه؟این را به چه حسابی می‌توان‌ گذاشت؟در این صورت،آیا نویسنده باز انتظار دارد به دلیل اینکه مثلا خواننده را به دنیای غیر واقعی برده است،او از اصلی‌ترین توقعش،که‌ همان وجود منطق معقول در جهان داستان است،درگذرد؟مسلما خیر! داشتیم فکر می‌کردیم که مثلا اگر صادق هدایت تصمیم می‌گرفت‌ و جهان پر از توهم و وحشت«بوف کور»را متورم می‌کرد و همه‌ اندوخته‌های زبانی و دانستیهای تاریخی و اطلاعات بی‌بدیل زبان شناسانه‌ و جمیع اطلاعاتی را که مثلا در«فواید گیاه‌خواری»اش مجموع کرده‌ است در آن گرد می‌آورد چه می‌شد؟آیا گذشته از درونمایه سخت غریب، اثرش حجمی چند برابر«من ببر نیستم»پیدا نمی‌کرد؟و آیا این رمان، پتانسیل لازم را برای چنین چاقی مفرطی نداشت؟ تصور کنید ببر خوش‌نقش و نگاری را که بی‌آزار آبشار شاخه‌های پر پیچ‌ و خم تاکی کهن،در بیشه‌ای می‌چمید!آیا قوام‌یافته‌تر و پذیرفتنی‌تر به‌ نظر نمی‌آمد؟ دیگر اینکه،زنان نیز در«من ببر نیستم»،جنس و هویتی فراتر از وابستگی فردیشان دارند،و انگار در کالبدی واحد و زمینی نمی‌گنجند،از این‌رو،گل‌افروز فقط یک گل‌افروز نیست که در گل‌افروزهای دیگری نیز تعمیم پیدا می‌کند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.