Skip to main content
فهرست مقالات

معرفی کتاب: راضیه تجار و نگاهی به کوچه اقاقیای او

معرف:

(3 صفحه - از 69 تا 71)

کلید واژه های ماشینی : کوچه اقاقیا، تجار، زن، داستان، داستان بلند کوچه اقاقیا، مادر، زبیده، کتاب، راضیه تجار، خانم کوچک

خلاصه ماشینی:

"یکی از رازهای صمیمت نوشته‌های تجار در این است که او با همصحبت خود ارتباطی صمیمی برقرار می‌کند. در زن شیشه‌ای آینه،شیشهء شکسته،مردی که نی‌لبک می‌زند،نارنجستانی‌ که آتش گرفته،دریا،چمدان خاطرات،گلدان شکسته،کبوترهای داخل‌ قفس،که فروشی‌اند،گلهای پژمرده،درخت انگور،ستاره،خورشید،گیاه سبز، ریشه‌هایی که جای رشدشان تنگ آمده است و حباب گلدان را می‌شکنند، خرده‌شکسته‌های شیشه و آینه(مثل خود زن که شیشه‌ای است)اسم داستان اسم کتاب:زن شیشه‌ای،آینه و شیشه‌ای که می‌شکند و یا ترک برمی‌دارد، بیشترین کاربرد را در کار این نویسنده دارند. تجار عاشق عشق ورزیدن است و این عشق ورزیدن را با کلماتی کوتاه که‌ محتوایی عمیق را با خود حمل می‌کنند در داستانهایش به نمایش می‌گذارد. او همان‌طور که در کوچه اقاقیا بوی حنای خانم‌جان را به مشام‌ جان خواننده می‌رساند و کیسهء مخمل آبی‌رنگش را که با قیطان طلایی زیر پیراهن ژرسه‌اش به گردن آویخته است به او نشان می‌دهد،تنفر او را هم از حقارت و اهانتی که بر خانم کوچک به جرم دخترزا بودن روا داشته‌اند،بیدار می‌کند. او آن‌قدر در فشار قرار گرفته است که در لاک خود فرو می‌رود؛در حیاط کوچک به زنجیر کشیده‌ می‌شود،با سه وعده غذا در روز و جیرینگ‌جیرینگ زنجیری که بر پای اوست. تجار در کوچه اقاقیا فضایی خلق کرده است تا خواننده خود گذشته را ببیند؛ خوبیهایش را پاس بدارد،و بدیهایش را به آب دهد. از آنجا از در و پنجره‌ای که کتاب رو به کوچه اقاقیا باز می‌کند،می‌توان اهل خانه را دید:خانم جان مادر حاج‌تراب؛خانم کوچک زن‌ اول حاج‌تراب،و مادر دلنواز که با زایمان دخترش ننگ دخترزا بودن را با خود حمل کرده تا از بعد زایمان آل زده شده؛ماه‌منظر و خود حاج‌تراب را."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.