Skip to main content
فهرست مقالات

داستان ترجمه: قلب بزرگ

نویسنده:

مترجم:

(2 صفحه - از 74 تا 75)

کلید واژه های ماشینی : جوجه، پرنده، قلب بزرگ، گربه، نیها، بال، مادر جوجه، فریاد، روستایی، مادر جوجه هراسان جیغ، سیگارش، پدر و مادر جوجه، پدر جوجه هم گلوی گربه‌مان، جیغ، مادر جوجه ناله، داستان ترجمه، میان نیها، فریاد پرنده گوش، مادر جوجه با فریادی، غم‌آور پرنده مادر، سر و صداهای نیها، ناله‌های، فریاد و ناله‌های مادرش، نوازش، پرنده مادر به گوش، پرنده هیچ‌وقت جوجه‌های، واختانگ آنانیان، بال جوجه، پرندگان خواب‌آلود در نیها، مکان

خلاصه ماشینی: "جوجه‌ای که زنده مانده بود،منقارش را دراز کرد و بار دیگر جیغ‌ کشید-صدای ضعیف و اندوه‌باری بود. مادر جوجه،با چنان نومیدی و یأسی فریاد کرد و به جوجه خود پاسخ داد که حتی دل من شکارچی سنگ‌دل را به درد آورد. لحظه‌ای به فریاد پرنده گوش سپرد و پرسید: «برادر شهری،شما که جوجه او را نکشتید،مگرنه؟!» «از کجا فهمیدید که من آن را نکشته‌ام؟» «البته از صدایش!مگر فریاد و ناله‌های مادرش را نمی‌شنوید؟» بعد قد خم کرد و به روی زمین نشست. » پیرمرد با مهربانی تبسمی کرد و افزود:«باید می‌بودید و می‌دیدید که چطور پدر و مادر جوجه خودشان را به میان نیها بردند،و از هر طرف به مواظبتش مشغول شدند. » وقتی روستایی داشت داستانش را برایمان تعریف می‌کرد،پرنده‌ روی سنگ نشست و با همان درد و اندوه فریاد می‌کرد. پرسیدم:«خوب،بعد چی شد؟» «پرنده همان جور،دو روز و دو شب تمام فریاد می‌کرد و می‌نالید، و بعد خودش را در دریاچه غرق کرد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.