Skip to main content
فهرست مقالات

وحدت وجود در بوته نقد

نویسنده:

(6 صفحه - از 66 تا 71)

خلاصه ماشینی:

"حلول و اتحاد،یا وحدت وجود،هیچکدام ئ؟ بزرگان روش عرفانی می گویند که ما با حلول ذات‌ خداوند در بنده و نیز اتحاد آن دو با هم مخالفیم و آن را شرک محض می دانیم،زیرا حلول و اتحاد هر دو مستلزم این است که ما برای بنده وجودی غیر از وجود خدا فرض کرده باشیم تا حلولو و اتحاد امکان پذیر باشد،و اما چون در دیدگاه ایشان از همان ابتدا اعتقاد به موجودیت هر چیز دیگری غیر از ذات خداوند،ولو به عنوان مخلوق مجال‌ است،و هستی منحصر به ذات او بوده و جز از او هیچ چیزر وجود ندارد،پس حلول و اتحاد نیز ممکن نیست. »(8) حال باید پرسید این مذهب که می گوید من از همان اول وجودی جز خدا نداشته‌ام و چیزی غیر از او نبوده‌ام،و به وهم و خیال خود را غیر او می دانستم،اکنون می‌دانم که من اویم بلکه او ائست و منی در کار نیست،چه مزیتی بر مذهب‌ حلول و اتحاد داشته و چه ربطی به توحید و خداپرستی برهان و قرآنی دارد که عرفان به آن دل‌ بسته‌اند،و آن را کمال معرفت خداوند می‌شناسند؟ گذشته از اینکه این توضیح ایشان تنها برای فرار او وقاحت اعتقاد به فنا و وحدت وجود می باشد والا برخی از سران تصوف گفته‌اند: «للنفس سرو ما ظهر ذلک السر علی احد الا علی‌ فرعون حیث قال:انا ربکم الاعلی؛یعنی نفس را سریاست و ظاهر نشده است آن سر مگر بر فرعون‌ در وقتی که ادعای خدایی کرده است»(9) مؤلف کتاب«مقالات»می گوید:«و تا سالک‌ بدین وادی نرسد و آن واحد بی منتها را که«وحدتش‌ غیر در جهان نگذاست»اصل همه ذاتها و صفتها و کارها نشناسد و به تعبیر حکیمان الهی به توحید ذاتی و صفاتی و افعالی آراسته نگردد و خواه خدا را یک گوید یا هزار تفاوتی نمی کند و تا از غیر حق‌ (چون دروغ و فریب و تدبیرهای شیطانی..."

صفحه:
از 66 تا 71