Skip to main content
فهرست مقالات

منظومه ابوالعلای معری هفتمین سوره

نویسنده:

مترجم:

خلاصه ماشینی:

"بگذار طوفان سهمگین،آزادی را سراسر جهان بگستراند و در همه جا فرمانروا گرداند،و آفتاب عالمتاب،آزادی جهان را با پرتو زرین خود تابناک سازد»،و آفتاب با هزاران هزار شکوه و جلال و نشئه‌های سحرانگیز،و با اشعه آتشین سر زد و با رایحه‌ی دل‌انگیز گلها همه جا را فراگرفت،و در زیر چلچراغهای آفتاب پر غرور، پهنه‌ی بیکران بیابان از اشعه‌ی خورشید پوشیده شد،و صحرا چون پوست شیری دلیر و گشتن زرینه گشت،-«درود بر تو ای آفتاب،شکر و سپاس بر تو باد،تو تواناتر از خداوند تویی سرچشمه حیات،تو ای مادر جاودان من،تو آغوش مادری،تنها تو نیک و مهربانی‌ یگانه مقدس توئی. اما ابو العلای معری نمیخواست بزمزمه‌ی عشق و آوای دلپذیرشان گوش فرادهد بی‌درنگ بسوی خورشید پرواز میکرد خود نیز بسان خورشید تابناک بود،و سرابها با چشم‌اندازهای بدیع و سحرآفرینشان،با بالهای زرین رؤیاهای درخشان روح‌ افسونزده‌شانرا بپرواز درمیاوردند،اشتران با لگامهای گسیخته،قوی،و فریفته همچون‌ دیوانه،مجنون و دیوانه‌وار با جهش آتشین میتاختند و پرواز میکردند،و در زیر اشعه‌ی‌ شعله‌ور خورشید،اشتران شادان میدرخشیدند،و جرس با آوای پرطنین و شادی‌بخش و روشنگر آزادانه صدا سر میداد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.