Skip to main content
فهرست مقالات

درگیری عاطفی در بازیگری

نویسنده:

مترجم:

(13 صفحه - از 63 تا 75)

کلید واژه های ماشینی : بازیگری، هنر، کارگردان، حقیقت، تئاتر، حس، نمایش، عاطفه، احساس، تارتسف، جسمانی، باور، داشا، تخیلی، کار، زندگی، واقعی، بار داشا مصیبت زندگی واقعی، اعمال جسمانی، واقعیت، نقش، زندگی تخیلی بازیگر واقعی، همهء، لحظات، درگیری عاطفی در بازیگری، احساسات عمیق داشا کاری، واقعیت تخیلی به باور بازیگری، حقیقت اعمال جسمانی، تارتسف بار اول، بار داشا عالی بازی

خلاصه ماشینی: "در اینجا سرو کار کمتر با فنون بازیگری و بیشتر با آن‌ چیزی است که بازیگر برای دستیابی به‌ آن می‌کوشد این مطلب از نظر ارتباط با تحقیق ما دو جنبهء مهم و ویژه دارد. او با تعجب پرسید:"زندگی کنید؟ ولی همین حالا این کار را کردید!" تارتسف قدم به قدم و با کمک‌ سئوال‌ها و توضیح‌ها ما را به این‌ نتیجه رساند که در کاری که می‌کنیم‌ دو نوع حقیقت و باور وجود دارد. اشک در چشم همهء ما حلقه‌زده‌ بود،وقتی می‌توانستیم خود زندگی را در چهرهء داشا ببینیم،چرا می‌بایست‌ زندگی‌ها،اشیاء و اعمال جسمانی را آزمایش می‌کردیم؟ تارتسف با شعف گفت:آن‌چه را که الهام می‌تواند بیافریند دیدید،به‌ فن بیان نیاز ندارد مستقیما براساس‌ قوانین هنر ما عمل می‌کند،چون آنها را طبیعت در نهاد ما قرار داده است. فرض کن بر وی‌ پیش داشا و از او بپرسی که آیا اگر زودتر این پیشنهاد را می‌کردم تحت‌ تأثیر قرار می‌گرفت،همان بار دوم که‌ داشت صحنه را بازی می‌کرد،که‌ چوب را بدون نشان دادن هیچ‌ احساسی قنداق کرده بود،قبل از آنکه‌ آن تغییر در ذهنش اتفاق بیفتد و چوب‌ جای خودش را به آن کودک زنده و دوست داشتنی بدهد،من معتقدم که‌ در آن لحظه آن پیشنهاد که چوب با آن کهنه پلاس دورش بچهء کوچک‌ اوست،فقط احساسات او را جریمه‌دار می‌کرد. بنابراین پرسیدم: "آیا واقعا داشا وقتی بازی می‌کرد دچار کابوس نبود؟" کارگردان با تأکید گفت:"مطمئنا نه،آن‌چه اتفاق افتاد این نبود که او واقعا باور کرده بود که چوب تبدیل به‌ کودک شده،بلکه احتمال وقوع نمایش‌ بود که اگر چنین چیزی در زندگی‌ واقعی‌اش اتفاق می‌افتاد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.