Skip to main content
فهرست مقالات

تباهی و ستایش قهرمان

مصاحبه شونده:

مصاحبه کننده:

مترجم:

(4 صفحه - از 62 تا 65)

خلاصه ماشینی:

"آیا هنوز هم حضور منتقد را زاید می‌دانید؟ بنتلی:بله،من فکر نمی‌کنم چیزی‌که ما آن را نقد تئاتر می‌نامیم به عبارت دیگر چیزی‌که روزنامه، روز بعد از شروع یک نمایش می‌گوید،ارزش خاصی داشته باشد. آیا نظر شما در این مورد از دههء چهل تا به حال تغییر کرده است؟ بنتلی:«نمایشنامه‌نویس به مثابه متفکر با نقل قولی از جورج جان ناتان george jean natan آغاز شده که می‌گوید:‘‘نقد باید نقد باشد حتی اگر نقد منفی تئاتر،تمام کشور را به ورشکستگی‌ بکشاند. من در شگفتم که‌ پس او چطور می‌توانست تراژدیهای بزرگی دربارهء زمان ما بنویسد،اگر نمی‌دانست که مردم این‌ زمان قادرند چه کارهایی انجام دهند؟ نسمیت:به تبعیت از توماس کارلایل در«دربارهء قهرمان؛ستایش قهرمان و قهرمان در تاریخ»، شما به این نتیجه رسیدید که نمایشنامه‌نویس،قهرمان است،نابغه است و حتی متفکر است. نسمیت:آیا شما فکر می‌کنید که نمایشنامه‌ها و نظریات برشت اکنون با تئاتر آمریکا تلفیق‌ شده است؟ بنتلی:من ارزشی برای تئوریهای او قایل نیستم. نسمیت:آیا این صرفا یک بحث معنی شناختی است؟ بنتلی:من فکر می‌کنم چیزهای دیگری هم ممکن است در این بحث دخالت داشته باشند. شما می‌توانید به یک خوانندهء اپرا بگویید:«هنرمند پرفورمنس»؛اما نکته چیست؟اگر ما دربارهء کسانی‌ صحبت کنیم که نمایش تک نفره اجرا می‌کنند این اصطلاح مسلما بر واژهء هنرمند پرفورمنس تقدم‌ دارد. در قرن نوزدهم،نیچه می‌پرسد که چه چیز اصیل است؟منظورش این است که آیا ما دیگر هیچ حسی از اصالت داریم؟کاری که پیتر بروک-بهترین کارگردان ما-در اجرای خارق‌العاده‌اش از لیر شاه(1962)و رویا(1970)کرد،این‌ بود که اصالت را از آنها گرفت و سپس تنزلشان داد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.