Skip to main content
فهرست مقالات

نگاهی به شخصیت و افکار منوچهری دامغانی شاعری دلبسته به مظاهر مادی دنیا

نویسنده:

(3 صفحه - از 30 تا 32)

کلید واژه های ماشینی : شاعر، منوچهری دامغانی شاعری دلبسته، قصیده، رز، عشق، نگرش، شعر، باد، طبیعت، دیوان

خلاصه ماشینی: "» او در مدخل قصیده‌ای به دنبال بیتی که گویای‌ دلبستگی شدید به محبوب است-صنمابی تو دلم، هیچ شکیبا نشود-ابیاتی می‌آورد که نشان می‌دهد او برای اثبات این دلبستگی،حاضر نیست کمترین‌ ناز و سرکشی را از جانب او تحمل کند و با لحنی‌ این چنین بی‌پروا با او سخن می‌گوید و حتی او را تهدید می‌کند: ناز چندان کن بر من که کنی صحبت من‌ تا مگر صحبت دیرینه،معادا نشود نکشم زلف تو را و ندهم دل به تو هم‌ تا مرا دوستی و مهر تو پیدا نشود به مدارا دل تو نرم کنم و آخر کار به درم نرم کنم گر به مدارا نشود لطیفترین تغزل منوچهری که گمان می‌رود آن را خطاب به محبوبی سروده باشد که دلبستگی‌ شدیدتر و عمیقتر و شاید بی‌شائبه‌تری بدو داشته‌ است،چنین آغاز می‌شود: دلم ای دوست تو دانی که هوای تو کند لب من خدمت خاک کف پای تو کند شیفته کرد مرا عشق و ولای تو چنین‌ شایدم هر چه به من عشق و ولای تو کند چه دعا کردی جانا که چنین خوب شدی؟ تا چو تو،چاکر تو نیز دعا تو کند پس از این مواردی که از آن سخن گفتیم،در دیوان منوچهری هر سخنی که از عشق هست-که‌ زیاد هم نیست-ناظر به عشقی کلیشه‌ای و ادبی‌ است که از طریق آشنایی با شعر عرب جاهلی، نصیب او گشته و در چند قصیده از دیوان خود،آن‌ را چاشنی مدیحه‌های خود ساخته است."

صفحه:
از 30 تا 32