Skip to main content
فهرست مقالات

داستانک های طنز موسیقایی

(4 صفحه - از 52 تا 55)

کلید واژه های ماشینی : میرزا جواد خان، آواز، باد صبا، رادیو، شاه، مجلس، دادستان، حمام، خواننده، نوارها

خلاصه ماشینی:

"!» شیخ کرنا و طبل بی‌هنگام یک روز شیخ کرنا(دلقک معروف‌ زمان ناصر الدین شاه و ماهر در تقلید صدا که صفحه‌ای هم از صدای او پر شده)،از مجلس‌ مهمانی برمی‌گشت از جلوی خان‌ مسجد شاه که می‌گذشت،در هوای گرم بعدازظهر یکی از«داش»های بازارچه مروی را دید که زیر درختان نارون خوابیده بود،درحالی‌که نیمی از بدنش‌ پیدا بود،شیخ فکر کرد که این منظره در انظار زشت‌ است،با عصا به شکم او کوبید تا شخص خفته بیدار شود،آن مرد که از داش‌های معروف بود همان‌طور که‌ نیمه خواب بود،گفت:«عمو،خیال می‌کنی طبل می‌زنی؟ اگر جو زیادی خورده‌ای بگو تا آدمت کنم!» آیا پدرت حیات دارد؟ شیخ کرنا پدر سرتیپ فرخنده‌پی بود. آدم خوب نیست از شدت خودستایی،از باد خود این‌قدر تعریف‌ کند،لطفا بفرمایید آوازه‌خوان کمتر از باد صبا یاد کند که حال‌ من و سایران به هم خورده است» مرحوم صبا گفت:«این نامه خیلی به موقع رسید و در من مؤثر واقع شد،از آن به بعد اشعاری که در آن از باد صبا یاد می‌شود، را در ارکستر خود اجرا نمی‌کنم تا شنونده ناراحت نشود!» کلوخ‌انداز را پاداش سنگ است مجید وفادار،نوازنده معروف،شبی در خانه یکی از نمایندگان باذوق مجلس‌ دعوت داشت،بعد از چند ساعتی که مجلس گرم شد مجید سازش را برداشت‌ و شروع به نواختن کرد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.