Skip to main content
فهرست مقالات

انسان در شعر سنایی غزنوی

نویسنده:

(4 صفحه - از 22 تا 25)

کلید واژه های ماشینی : سنایی، حدیقه، انسان، روح، انسان در شعر سنایی، جسم، عقل، دیوان، نفس اماره، شعر سنایی غزنوی، عرفانی، نفس، سیر تکاملی انسان، خلقت، سنایی جسم انسان خلقتی، سالک، روح الهی انسان، کمال، نکوهش، سیر العباد، خلقت روح، خلقت روح آدمی بیان، سنایی نیازهای روح الهی انسان، نکوهش عقل در شعر سنایی، ابعاد جسمانی در اشعار سنایی، جسم آدمی در آثار سنایی، نکوهش جسم و ابعاد جسمانی، مخاطبان، جسم انسان، نورانی

خلاصه ماشینی: "اما دربارهء جسم آدمی در آثار سنایی بطور کلی دو گونه سخن بظاهر متناقض،مطرح شده است؛ یکی آن بخش از اشعار وی است که ناظرند بر جنبه‌های مثبت جسم انسان و حتی ضرورت وجود آن برای سیر و سلوک عرفانی. نقطهء مقابل این مضامین،اشعاری است که در آنها قضاوت سنایی در خصوص جسم تغییر یافته و مثلا چهار طبع(نماد بعد جسمانی)را در حکم‌ چهار پا و مرکوبی می‌داند که عقل و جان بر آن سوار شده و به کمک آن طی طریق می‌کنند،چنانکه‌ بدون وجود این مرکب،عقل و جان معیوب و ناقصند و عبور از عقبات و گردنه‌های هایل زندگی‌ تنها با استفاده از این مرکب امکان‌پذیر است؛یا آنجا که خشم و شهوت و آرزویی را که در جسم‌ آدمی تعبیه شده،برای دفع ضرر و جلب منفعت‌ ضروری دانسته و بدون آنها وجود آدمی را ناقص‌ قلمداد می‌کند(«حدیقه»،374)؛یا در جایی که‌ کسب معرفت توسط نفس عاقله منوط به وجود جسم و جنبه‌های جسمانی شده است(«سیر العباد»،ب 96)،این اشعار ناظرند بر ابعاد مثبت‌ جسم انسان و نگاه سنایی بیش از آنکه نگاه محض‌ صوفیانه باشد،نگاهی حکیمانه است. در مواردی هم که اظهار می‌دارد عقل را باید به‌ کناری نهاد،دو وجه تأویلی می‌توان اعتبار کرد: نخست اینکه مراد وی از ترک عقل،عقلی است که‌ در برابر شرع سر تعظیم فرود نیاورده است و دیگراینکه مقصود او،ترک عقل در مراحلی خاص از سلوک است که عقل بدانها راه ندارد:«عقل و جان‌ پستان و بستان است طفل راه را» در خصوص رابطهء عقل با حواس ظاهری هم‌ سنایی بر آن است که آنها هم می‌توانند وسیلهء کسب‌ معرفت برای عقل بشمار آیند و هم،در مقابل، مانع ملاقات آدمی با عقل حقیقی باشند(«دیوان»، 494)."

صفحه:
از 22 تا 25