Skip to main content
فهرست مقالات

به بالا نگاه می کنم، به پائین نگاه می کنم (سرگیجه اثر هیچکاک)

نویسنده:

مترجم:

(8 صفحه - از 88 تا 95)

کلید واژه های ماشینی : سرگیجه، اسکاتی، فیلم، مادلین، هیچکاک، سرگیجه اثر هیچکاک، جودی، زن، عشق، مارپیچی

خلاصه ماشینی: "جودی/مادلین‌ را اغلب همراه موسیقی‌یی نسبتا متعادل و ملودیک می‌بینیم؛اما چنین‌ موسیقی‌یی باتوجه به آنچه بعدا می‌فهمیم به استثنا امری است کنایی:یک‌ فوگ راکد و ساکن در میسیون دولورس؛موسیقی رمانتیک و دل‌نشینی که‌ اغراق‌آمیز است و امواج خروشان دریا را همراهی می‌کند،در صحنه‌ای که‌ اسکاتی و مادلین اولین بار همدیگر را می‌بوسند(نمایی بسیار کلیشه‌ای و اضافه بر سازمان که به سختی می‌توانیم جدی‌اش بگیریم،حتی در نگاه‌ نخست)؛نوای شاد چنگ و ویولونها که سرخوشانه بگیریم،حتی در نگاه‌ رو به پایین از اسکاتی شنیده می‌شوند،آن هم درست بلافاصله بعد از اینکه‌ او از آسایشگاه مرخص شده است؛موسیقی رمانتیک‌تری را حتی در صحنه‌ای‌ که اسکاتی و جودی در پارک هستند به گوش می‌رسد. موقعی که اسکاتی اولین بار با جودی روبرو می‌شود همان میل ناخوشایند برای به تملک درآوردن آن هم از طریق دانستن،بار دیگر سر برمی‌آورد: «فقط می‌خوام بدونم شما کی هستین»همانطور که او جودی را وادار می‌کند که بیاید و لباس دیگری در فروشگاه بپوشد تا شبیه مادلین شود،سرپرست‌ فروشگاه ستایش ناخرسندانه‌ای از او می‌کند:«انگار این آقا می‌دونه که چی‌ می‌خواد». اولین بار موقعی است که‌ جودی در میان نوری سبز رنگ در میان بازوان اسکاتی است،جودی اکنون‌ کاملا شبیه مادلین شده است،او به واپسین جزئیات همه تن در می‌دهد و مدل مویش را شبیه کالوتا می‌کند. او شانس دیگری برای رسیدن به رستگاری دارد،به ایمان خود اذعان‌ کند در آخرین سکانس فیلم برخلاف آن‌که اسکاتی از جزئیات غم‌انگیز رویدادهای گذشته کاملا آگاه است،اما شروع می‌کند به سازگار کردن خودش‌ با اوضاع و شرایط فعلی یعنی عشق جودی به او و خودش به جودی. از آنجا که هویت او وابسته به عشقی است که او داشت،لاجرم پس از آن‌که‌ مادلین«می‌میرد»او نیز بار دیگر وجود خودش را گم می‌کند همانطور که‌ اولین بار پس از مرگ این زن چنین اتفاقی برای اسکاتی افتاد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.