Skip to main content
فهرست مقالات

غرابه های روشنفکری (شطرنج باد)

نویسنده:

(4 صفحه - از 24 تا 27)

کلید واژه های ماشینی : فیلم، غرابه‌ها، قصه، آدم، حاج عمو، کنیزک، خانوم کوچیک، حاج عمو و خانوم کوچیک، قصه حاج عمو و خانوم، مرگ، قتل، مرگ حاج عمو سر، حاج عمو و خانم کوچیک، دوربین، حاج عمو سر سجاده، زنها دور خانوم کوچیک، خانوم کوچیک از قتل، خانوم کوچیک متوجه، فضای خانه و آدمهای خانه، خانم کوچیک، صدای خنده‌های حاج عمو، حاج عمو در سرداب خانه، حاج عمو کار، غرابه‌های روشنفکری، سر سفره، مرگ خانومش، دست رمضان، دستهای خانوم، سکانس اول، نمی‌کند خانوم

خلاصه ماشینی: "آدم اول یا دوم فیلم که هیچ فرقی نمی‌کند خانوم کوچیک(اقدس الملوک) مفلوج و مفلوک بیمار است. چشم بستن بر اینکه فیلم خود را برای توضیح ناتوانی او به ما ملزم‌ نمی‌بیند،که درست به همین علت متوجه بازیش با این فرم نیز می‌شویم. اما بیماریش چیست؟بیماریش همان چیزی نیست که تمام فیلم به آن‌ مبتلاست؟کتابی را که انگار عنوانی هم ندارد،گاهی بدست می‌گیرد و بعد هم دیگر دیده نمی‌شود؟راجع به احضار ارواح است؟فرقی نمی‌کند همچنان‌ که عینکش. اینها همه اگر برای آن است که بین او و دیگران خطی بکشیم از تفکر، پس به چه کار می‌آیند؟چرا او به حد و رسمی که برای خود در دنیایش معین‌ کرده،ارزشی نمی‌دهد و دنیایش را تا دنیای غلام و کنیزکش در امیال پستشان‌ تنزل می‌دهد؟صندلی چوبیش تنها به این کار می‌آید که مثلا وقتی که او کابوسش را علیرغم قواعد سروری به کنیزک می‌گوید. از لحظه‌ای که خانوم کوچیک متوجه نبود پدرخوانده می‌شود،تا آخرهای فیلم که حاج عمو در سرداب خانه پیدا می‌شود،زمانی‌ست که فیلم‌ آن را دنبال نمی‌کند و پیگیری این زمان مفقود چیزی‌ست که درست به‌ اندازهء بود و نبود خود حاج عمو اهمیتی ندارد. و چنین غیر وجود هزار رنگ و نقش را چادر بر سر روانهء شهر کنیم و آن را تعمیم بدهیم به تمام شهر، با یک گردش دوربینمان روی خانه‌ها که‌ حتی از درک یکی از آنها و گفتن قصه‌اش‌ عاجزیم،چه رسد به شهری که در آن هر خانه‌ای برای خود قصه‌ای دارد. صدای دلخراش و گوشخراش شیپورها نیز برای آنکه تعلیقی در من بوجود بیاورد،در مرگ حاج عمو و یا تنهایی‌ خانم کوچک که از اساس بی‌اثر است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.