Skip to main content
فهرست مقالات

مکبث در سریر خون

نویسنده:

مترجم:

(4 صفحه - از 65 تا 68)

کلید واژه های ماشینی : مکبث، فیلم، کوروساوا، جنگل، اسبها، شکسپیر، واشیزو، فیلمساز، مکبث در سریر خون، نمایش‌نامه

خلاصه ماشینی:

"من حدس می‌زنم حتی می‌شود بحث کرد اقتباسهای شکسپیر برای سینما باید به عهده هنرمندانی چون اولیویو بماند، تا بتوانند بازسازی‌ها و تک‌گویی‌های بزرگ گلاب تیاتر را به زمینه‌های‌ تخصصی بیاورند؛چون این هم یکی از کارکردهای مهم فیلم است. بی‌تردید،این موضوع به همان مقدار که پاسخی غیرارادی به‌ تجربه است،تعهد نیز هست؛اما شکلی که در این فیلم به خود می‌گیرد آشکارکننده است-حال سرچشمه‌هایش هرچه می‌خواهد باشد-می‌توانیم‌ اینچنین آغاز کنیم که کوروساوا در اینجا کاری بسی بیش از این انجام می‌دهد که صرفا بگذارد آنچه شخصیتهای شکسپیر توصیف می‌کنند و مکانی که‌ کنش روی می‌دهد را ببینیم. مثلا،جنگ برنام که در نمایشنامه‌ تنها چند خط توصیف مبهم به آن اختصاص داده شده است،در دستان‌ کوروساوا به حضوری فیزیکی مبدل می‌شود و آنقدر قوی است که شبکه‌ بسیار پیچیده مضامین فیلم را بیان می‌کند. (به‌هرحال،مگر همین اصل موضوع نیست؟که کوروساوا تنها در مقام‌ فیلمنامه‌نویسی که دیدش منحصر به فرد است به شکسپیر اتکاء دارد و هرگز به مثابه خالق اشعار پنج ضربی به او نمی‌اندیشد؟)میکی تصمیم می‌گیرد به خاطر پیشگوییها در سرنوشت واشیزو شریک شود،حتی اگر از تقصیر واشیزو مطمئن باشد. اما سکانس هم در خور توجه‌ است چون این مکان را به ما می‌دهد که کوروساوا در به هنگا کنش روایت‌ آنچه شکسپیر به درام درآودره بوده است ببینیم و در جریان آن،میزان زیاد وابستگی روایت فیلم به اجزیا مادی دنیایی که تصویر شده بر ما آشکار شود. اما چون در فیلم(در این قضیه،در هیچ فیلمی)جایی برای شعر شکسپیر وجود ندارد،او صد البته،باید که کمتر شاعر و فیلسوف باشد و شاید که نباید قهرمان تراژیک کلاسیکی باشد که مکبث در نمایشنامه است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.